به نقصان و كم فروشى و باطل نكنيد ، و تقديرش اينست ( فعلت ذلك لئلا تطغوا ) من اين كار را كردم ترازو را نهادم ، تا اينكه شما تجاوز از حق ننمائيد و محتمل است نيز كه
( أَلَّا تَطْغَوْا )
نهى منفرد و تنها باشد ( و ان ) مفسّره به معناى اى باشد .
و بعضى گفتهاند : مراد از ميزان قرآنست كه آن اصل دين است پس مثل آن است كه خداى تعالى بيان نموده ادلّه عقليه و ادلّه سمعيّه را و البتّه خداوند سبحان تكرار نمود ذكر ميزان را بدون اضمار و مخفى نمودن براى آنكه دوّمى در نهى و منع كردن از آن قائم به خود باشد هر گاه گفته شود بايشان
( أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ )
در سنجش تجاوز از حق نكنيد .
( وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ )
يعنى وقتى خواستيد بگيريد و يا بدهيد زبان و شاهنگ ترازو را بعدل و يكسان بدهيد .
( وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ )
يعنى ناقص نكنيد آن را بكم دادن و ستم كردن ، بلكه آن را مساوى و برابر بدهيد ، بانصاف .
سفيان بن عيينه گويد : عدل اقامه كردن بدست است و قسط اقامه كردن بقلب .
( وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ )
چون آسمان را ياد نمود ، متقابلا زمين را هم ياد كرد و گفت : و زمين را گسترش داد و نرم و مطيع نمود براى مردم .
ابن عبّاس گويد : انام هر چيزيست كه در آن روح باشد .
حسن گويد : انام جنّ ( موجود نامرئى ) و انس « موجود مرئى » است .
مجاهد گويد : انام ، تمام آفريدههاى جاندار است .
و از زمين تعبير كرد به وضع چون از آسمان تعبير برفع نمود ، و در اين بيان