آن انسان تميز داده مىشود از حيوانات .
ابن كيسان گويد : مقصود از
( خَلَقَ الْإِنْسانَ )
حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله است ، تعليم داد به او علم آنچه بوده و علم آنچه خواهد شد .
( الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ )
ابن عبّاس و قتاده گويند : يعنى جارى و - متحرّك و سير ميكنند از روى نظم و منازلى را طى مينمايند كه از آنها تجاوز نميكنند و آن دو ( مهر و ماه ) دلالت بر عددها و سالها و اوقات مينمايد پس ( يجريان ) را پنهان و از ظاهر كلام حذف نموده براى دلالت كلام بر آن و تحقيق معنايش اينست كه آنها بيك نسق و نظم معيّن و حساب متفق دائما در جريان و حركتند كه تفاوتى و اختلافى در آن واقع نميشود ، پس خورشيد قطع مىكند برجهاى فلك را در سيصد و شصت و پنج روز ( 365 ) و اندى ، و ماه در بيست و هشت روز پس براى هميشه بر اين صورت سير ميكنند و خداوند سبحان مهر و ماه را اختصاص بذكر داد براى آنچه كه در آنست از منافع فراوان - براى مردم از نور و روشنايى و شناختن شب و روز و رسيدن ميوهجات و منافع ديگر پس ذكر آنها براى بيان نعمت وجود آنهاست بر خلق خدا و تمام آفريدهها .
( وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ )
ابن عبّاس و سعيد بن جبير و سفيان ثورى گويند : مقصود از نجم گياههاى زمين است كه ساقه ندارد . و از شجر آن چيزهايى است كه برايش ساقه و در زمستان ميماند ( چون درختان ) .
مجاهد و قتاده گويند : اراده نموده بنجم نجم آسمان و آن مفرد است ، و مقصود تمام نجوم و ستارگانست ، و شجر سجده مىكند براى خدا صبح و شام بر حدوث و طلوعشان ، چنانچه در جاى ديگر فرمود : ( و الشجر و الدوابّ ) و - اهل تحقيق گفتهاند : كه مقصود از سجود آنها چيزهايى است در آنها ، از