تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
نشانه‌اى كه دلالت بر حدوث آنها مىكند و بر اينكه براى آنها صانعى است كه آنها را ايجاد كرده و آنچه كه در آنهاست از صنعت و قدرتى كه ايجاب مىكند سجود آنها را . ضحاك و سعيد بن جبير گويند : سجود آنها سجود سايه‌هاى آنهاست ، مثل قول او كه ميفرمايد :
( يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ - داخِرُونَ )
« 1 » و مقصود اينست كه براى هر جسد سايه‌اى هست پس در آن اقتضا و ايجاب خضوع مىكند به آنچه كه در آنست از دليل حدوث آنها و اثبات محدث و صانع مدبّر آنها . جبائى گويد : معناى سجود نجم و شجر اينست كه : خداى سبحان آنها را بهر چه كه ميخواهد ميگرداند بدون امتناعى ، پس اين را خضوع آنها قرار داد و معناى سجود خضوع است ، چنانچه در قول شاعر آمده ( ترى الاكم فيها سجّدا للحوافر ) بينى كه سمها را در آن خضوع است براى چهار پايان .
( وَ السَّماءَ رَفَعَها )
يعنى و بلند كرد آسمان را و بلند كرد آن را بالاى زمين دلالت بر كمال قدرت حق سبحان مىكند .
( وَ وَضَعَ الْمِيزانَ )
حسن و قتاده گويند : يعنى نهاد ، آلت سنجش و ترازو را براى رسيدن بعدل و انصاف . قتاده گويد : آن ترازوى معهود است كه داراى دو كفّه مىباشد . زجاج گويد : مقصود از ميزان عدل است ، يعنى اينكه خداوند امر بعدل و داد نموده است و دلالت بر اين مىكند قول او :
( أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ )
يعنى در ميزان و سنجش تجاوز از عدل و حق
هامش
( 1 ) - سورهء نحل آيهء : 47 .