( وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ )
و كيست ستمكارتر از آنكه دروغى بر خدا بزند يعنى كيست كه سمتش شديدتر و سختر باشد از آن كسى كه دروغى بسازد و بر خدا ببندد و بمعجزات خدا سحر و جادو بگويد و به پيامبر بگويد كه او جادوگر دروغگوست .
( وَ هُوَ يُدْعى إِلَى الْإِسْلامِ )
و حال آنكه او بسوى اسلام خوانده مىشود كه نجات و رستگارى او در آنست .
و بعضى گويند : و حال آنكه او فرا خوانده شده بتسليم شدن او امر او و پيروى كردن از طاعت اوست .
( وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ )
و خداوند گروه ستمكاران را كه بخودشان بسبب كفر ورزيدن و ارتكاب گناهان ستم نمودند هدايت به بهشت نميكند .
ابن جريح گويد : ايشان كفّار و منافقين هستند و دلالت مىكند بر آن قول
هامش
( - راههاى هدايت و سعادت و براى ما نيست مگر آنكه پيروى كنيم احمد « ص » و الفم حيث الميم منه بانا لم يبق ما بينهما فرقانا ، و وقتى كه حرف ميم را در تلفّظ از احمد جدا شود فرقى ميان آن واحد نباشد ، از اين جهت شاعرى گويد :ز احمد تا احد يك ميم فرق است * همه عالم در آن يك ميم غرق استشاعر ديگرى گويد : احمد از احد فارق از يك اربعين آمد ، و ميم در حساب ابجد 40 و اربعين است و خلاصه شعراء عرب و عجم اشعار بسيارى در ذكر احمد سروده است از جمله ابيات حضرت صديقه طاهره سلام اللَّه عليهاست كه ميگويد :ما ذا على المشم تربة احمد * ان لا يشم مدى الزمان غوالياسزاوار است بر كسى كه تربت قبر حضرت احمد ( ص ) را بوئيده اينكه تا زنده است ديگر عطرى را نبويد . پيروى شاعر گويد :بو القاسم و مصطفى و احمد * سر خيل پيامبران محمدو نيز گويد :خواست چون ايزد نماياند بعالم ذات خود را * شد عيان نور خدا در خلقت زيباى احمد ص