8 - ايشان ميخواهند كه نور خداى را بدهنهاى خويش فرو نشانند و خداى تعالى تمام كننده نور خويش است هر چند كه كافران كراهت دارند .
9 - او آن خدائيست كه پيغمبر خويش را با توحيد و كيش درست فرستاد تا آن را بر همه دينها غالب گرداند و گر چه مشركان ( اين چيرگى را ) كراهت دارند .
قرائت :
اهل بصره و حجاز و ابو بكر ياء از قول ( من بعدى اسمه « احمد » ) را فتحه داده باقى آن را فتحه ندادهاند ، و ابن كثير و اهل كوفه غير ابى بكر ( متمّ نوره ) مضاف خوانده و باقى او را ( متمّ نوره ) بنصب و تنوين خواندهاند .
دليل :
قصد مىشود باضافه انفصال را چنانچه در قول خدا
( إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ )
ما فرستنده ناقه هستيم ( و ذائقة الموت ) و نصب در ( متمم نوره ) بنا بر اينست كه آن در حال فعل و در آينده باشد .
اعراب :
قول او
( اسْمُهُ أَحْمَدُ )
در موضع جرّ است براى بودنش وصف براى رسول چنانچه قول او ( يأتى ) نيز در محلّ جر است و تقدير آن ( اسمه قول احمد ) پس مضاف حذف و مضاف اليه قائم مقام او شده و همچنين
( يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ
« 1 » يعنى يجدون ذكره مكتوبا ) آيا نمىبينى كه شخص نوشته نميشود چنان كه احمد عبارت از شخص است و اسم قول است و قول شخص و انسان
هامش
( 1 ) - سورهء اعراف آيهء : 157 .