غلبه بر اديان دهد تا باقى نماند روستا و دهكدهاى مگر آنكه در آن صبح و شب بصداى بلند گفته شود « اشهد ان لا إله الّا اللَّه » « 1 » .
هامش
( 1 ) - مترجم گويد : و در تفسير برهان در ذيل آيهء مذكوره بعد از شهادت ان لا إله الّا اللَّه و انّ محمّد رسول اللَّه ( ص ) است و در آنجا باسنادش از حضرت موسى بن جعفر روايت نموده كه گويد از آن حضرت سؤال كردم از قول خداى عزّ و جل( يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ )فرموده ميخواهند ولايت امير المؤمنين را با دهانشان انكار كنند گويد : گفتم( وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ )فرمود و خدا تمام كننده امامت است و امامت آن نوريست كه ميفرمايدفَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا، ايمان آورند به خدا و پيامبر و نورى را كه ما آن را نازل كرديم و آن نور امام است .
و على بن الحسين باسنادش از حضرت على عليه السلام روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) بالاى منبر رفت و فرمود بدرستى كه خداوند نظرى باهل زمين انداخت پس مرا از ميان ايشان برگزيد ، سپس نظر دوّم انداخت على ( ع ) را اختيار نمود كه برادر و وزير و وارث و وصى و خليفه من در ميان امّت و ولىّ و - صاحب هر مؤمنى باشد بعد از من كسى كه ولايت او را قبول بدارد ولايت خدا را قبول داشته و كسى كه او را دشمن بدارد خدا را دشمن داشته و هر كس كه او را دوست بدارد خدا را دوست داشته و كسى كه او را بغضب آرد خدا را بغضب - آورده است .
به خدا قسم او را دوست نميدارد مگر مؤمن و دشمن نميدارد مگر كافر و اوست نور زمين بعد از من و پايه آن و اوست كلمهء تقوى و عروة الوثقى سپس تلاوت نمود رسول خدا ( ص )( يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ . . . . )اى مردم اين سخنان مرا انهايى كه حاضرند به كسانى كه غايبند برسانند ، بار خدايا تو را بر ايشان گواه ميگيرم ، و خداوند براى بار سوّم نظر نمود و برگزيد بعد از من و بعد از على بن ابى طالب عليهم السلام يازده امام يكى را بعد از ديگرى هر كدام از دنيا رفتند ديگرى بجاى او قيام كند مانند ستارگان آسمان كه هر وقت ستاره غروب كند ستاره ديگرى بجاى آن طلوع نمايد آنها راهنمايان و راه يافتهگانند كيد كسى كه دربارهء آنها مكر كند زيانى بايشان نرساند و واگذارى كسى كه ايشان