تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
هامش
دنبالهء پاورقى از صفحهء قبل : خبر داد ما را ابو عبد اللَّه شيرازى با سفارش از ابو هريره گويد : مردى آمد نزد پيغمبر از گرسنگى شكايت كرد ، پس پيامبر نزد همسرانش فرستاد و آنها گفتند جز آب چيزى نزد ما نيست ، پس فرمود : كيست امشب از اين مرد پذيرايى كند ، پس على عليه السلام فرمود : من يا رسول اللَّه ، پس نزد فاطمه ( ع ) آمد و جريان را گفت ، پس آن حضرت گفت پيش ما جز غذاى كودك نيست ، و لكن ما ميهمان را بر خود و كودك ترجيح ميدهيم ، و ايثار ميكنيم ، پس على فرمود : فاطمه جان تو بچّه را بخوابان و من چراغ را - خاموش ميكنم براى ميهمان ، پس خاموش نمود و بميهمان فرمود : غذا بخور و ميهمان با كمال اشتها و ميل غذا خورد و آنها گرسنه خوابيدند ، پس چون صبح شد خدا دربارهء آنها نازل فرمود آيهء :( وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ . . . )را . و در حديث 971 باسنادش از مجاهد از ابن عباس روايت نموده دربارهء قول خدا :وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ، گويد نازل شد دربارهء على و فاطمة و حسن و حسين عليهم السلام . محدّث بحرينى در تفسير برهان ص 317 گويد : شيخ طوسى در كتاب اماليش باسنادش از ابو هريره عين روايت حسكانى و ابو على را ياد نموده كه آيهء مذكوره دربارهء حضرت على عليه السلام نازل شده . و از محمد بن عباس باسنادش روايت مذكوره را - با تغيير مختصرى نقل كرده كه زيانى بمعنا ندارد . و نيز از محمد بن عباس باسنادش از ابى عبد اللَّه عليه السلام روايت كرده در قول خداى تعالى( وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ )گويد على عليه السلام نزد فاطمه ( ع ) بود كه به او گفت اى على پيش پدرم برو و چيزى از او براى ما بخواه ، پس برخاست ، و خدمت پيامبر ( ص ) رسيد و آن حضرت يك دينار به او داد و فرمود : اى على برو و براى خانواده‌ات طعام و غذايى بخر ، پس آن حضرت از خدمت پيامبر بيرون آمد ، و مقداد را ملاقات كرد و مقداد با آن جناب گفتگو نمود و اظهار حاجت كرد ، پس على عليه السلام آن دينار را به او داد و به مسجد آمد و در كنار مسجد خوابيد و پيامبر منتظر او شد نيامد و نيامد پس پيامبر بيرون آمده و دور مسجد گشت و ديد كه