از اموال و منازلمان و غنائم هم مال ايشان باشد ، ما شريك نميشويم آنها را پس اين آيه نازل شد
( وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ . . . )
.
و بعضى گويند : كه اين آيه دربارهء هفت نفرى كه در روز جنگ احد تشنه شدند پس آبى آوردند كه فقط براى يك نفر كافى بود كه رفع عطش و تشنگى كند پس او گفت : بفلانى بده كه از من تشنهتر است و دوّمى گفت بفلانى برسانيد كه از من تشنهتر است تا هفت نفر و همگى مردند و هيچ يك از آنها نياشاميد پس خداوند سبحان ايشان را ستود و فرمود
( يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ . . . )
.
و بعضى گويند : اين آيه دربارهء مردى نازل شده كه نزد پيغمبر ( ص ) آمده و گفت يا رسول اللَّه مرا طعامى دهيد كه گرسنهام پس پيامبر فرستاد پيش زوجات - و همسرانش پس نزد آنها چيزى نبود پس فرمود كيست اين را امشب ميهمان كند پس مردى از انصار او را ميهمان نموده و بمنزلش برد و در خانهاش غذايى جز قوت و غذاى دختر كش نبود ، پس آن را نزد ميهمان گذارده و چراغ را خاموش كردند و زن بلند شد و دخترك را خوابانيد و شروع كردند هر دو زبان خود را گردانيدن و مچ و مچ كردن براى ميهمان پيغمبر خدا ( ص ) و او خيال كرد كه ميزبانها با او غذا ميخورند تا وقتى كه ميهمان سير شد و آنها گرسنه خوابيدند پس چون صبح شد و خدمت پيغمبر ( ص ) رسيدند پيامبر به آنها نگاه كرد و ت بسم نمود و آيه را تلاوت كرد .
ابو على گويد : و امّا آنچه ما آن را باسناد صحيح از ابى هريره روايت - كرديم اينست كه اين داستان ميهمانى و خوابانيدن كودك و خاموش كردن چراغ مربوط به حضرت على و فاطمه عليهما السلام است « 1 » .
هامش
( 1 ) - مترجم گويد : روايتى را كه ابو على طبرسى در متن اشاره نموده حسكانى حنفى درج 2 ص 246 شواهد التنزيل نقل نموده در حديث 970 گويد :