تفسير و معنى :
سپس خداوند سبحان بيان نمود حال اموال بنى النضير را و گفت :
( وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ )
و آنچه را كه خداوند برگردانيد به پيامبرش از يهودى كه بيرونشان كرد هر چند كه حكم سارى در تمام كفّاريست كه حكمشان حكم ايشانست .
( فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ )
و نتاختيد بر آن اسبى و نه شترى .
و بعضى گويند : ايجاف در اسب است ، و ايضاع در شتر .
و بعضى گويند : هر دو در هر دو استعمال مىشود يعنى پس نتازانديد بر آن اسبى و نه شترى را و مقصود اينست كه سير نكرديد و حركت ننموديد بسوى آنان بر اسب و نه بر شترى و جز اين نبود كه آن ناحيهاى از نواحى مدينه بود كه شما پياده بسوى آن رفتيد و قول او ( عليه ) يعنى بر آنچه خدا بر گردانيد و ركاب شتريست كه مردم بارشان را بر آن حمل ميكنند .
( وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ )
و لكن خداوند مسلّط مىگرداند پيامبرانش را بر هر كس كه بخواهد يعنى بدون جنگ متمكّن مىكند ايشان را بر دشمنانشان به اينكه ترسى در دل ايشان مياندازد خداوند اموال بنى النضير را براى پيامبرش مخصوص قرار داد كه هر چه ميخواهد بكند پس پيامبر آن را بين
هامش
( - آن گاه فرمود : آن حلّهاى كه به تو پوشانيدم كجاست اى على گفت : يا رسول اللَّه بعضى از اصحاب شما نزد من آمد و شكايت از برهنگى خود و خانوادش كرد پس بر او ترحّم كرده و او را بر خود اختيار نموده و حلّه را به او دادم و دانستم كه به زودى خدا امر به بهتر از آن ميپوشاند ، پس پيامبر ( ص ) فرمود راست گفتى جبرئيل نزد من آمد و به من خبر داد كه خدا عوض آن در بهشت براى تو حلّهاى قرار داد از استبرق سبز و ياقوت و آن را مزيّن بزبرجد نمود پس خوب جايزه و پاداشى است پاداش توبه بخشندگيت و صبرت بر اين جامه پاره مژده باد بر تو اى على .