و بعد از من هم عمل نكند و آن
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ . . . . . )
براى من دينارى بود آن را فروختم بده در هم پس هر وقت خواستم با پيامبر رازى در ميان بگذارم جلوتر يك در هم دادم ، پس آن را آيهاى ديگر نسخ نموده كه ميگويد :
( أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ )
پس آن حضرت ( ص ) فرمود :
خدا بواسطهء من تخفيف داد از اين امّت و دربارهء هيچكس قبل از من و هيچكس بعد از من نازل شد .
ابن عمر گويد : براى على بن ابى طالب سه فضيلت و منقبت بود كه يكى از آنها برايم بود هر آينه محبوبتر بود از شتران سرخ مو نزد من : 1 - همسرى او با فاطمه 2 - پرچم دارى او روز خيبر 3 - آيهء نجوى .
مجاهد و قتاده گويند : وقتى نهى از راز گفتن با آن حضرت ( ص ) شدند مگر آنكه صدقه بدهند هيچكس ديگر با او راز نگفت مگر على بن ابى طالب كه بر او باد بالاترين صلواتها و درودها ، پس دينارى آورد و آن را تصدّق داد سپس آيهء رخصت نازل شد .
تفسير :
چون خداوند سبحان نهى فرمود از راز گويى براى آنچه در آن از آزار مؤمنين بود در تعقيب و پى امر به جا باز كردن در مجالس فرمود زيرا در ترك آن نيز آزار و اذيّت مؤمنين بود پس فرمود :
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ )
اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد وقتى بشما گفته شد جا باز كنيد در مجالس .
قتاده و مجاهد گويند : يعنى توسعه دهيد در آن و آن مجلس پيامبر ( ص )