تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
هيچكس با آن حضرت راز گويى و نجوى نكرد مگر على بن ابى طالب عليه السلام « 1 » بنا بر آنچه گذشت ذكر آن . مجاهد گويد : و اين فرمان و آيه عملى نشد مگر يك ساعت . مقاتل بين حيان گويد : چند شب ادامه داشت ، سپس نسخ شد به آيهء بعدش و صدقه دادن تفويض بايشان شد نه آنكه واجب باشد .
هامش
( 1 ) - ابو القاسم حسكانى حنفى در شواهد التنزيل ج 2 ص 231 در حديث : 949 باسنادش از مجاهد روايت نموده گويد : آنها نهى از راز گويى و نجواى با پيغمبر ( ص ) شدند تا تصدّق بدهند پس هيچكس جز على بن ابى طالب با او راز نگفت اوّل دينارى مقدّم داشت و آن را تصدق داد ، پس آيه رخصت نازل شد . و در حديث 950 باسنادش از مجاهد روايت نموده كه از نجوى و راز گويى با پيغمبر منع شدند ، تا جلوتر صدقه بدهند ، پس اوّل كسى كه عمل كرد و تصدّق داد على بن ابى طالب بود سپس با آن حضرت راز گفت و جز او هيچكس اين كار را نكرد و پس از آن آيه رخصت آمد . و در حديث 951 باسنادش از مجاهد روايت نموده كه على عليه السلام فرمود : آيه‌اى در قرآنست كه جز من هيچكس عمل به آن نكرده نه قبل از من و نه بعد از من و آن آيه نجوى است براى من دينارى بود آن را بده درهم فروختم پس هر وقت با پيامبر رازى بگويم يك درهم صدقه دادم سپس اين آيه نسخ شد . مترجم گويد : اين فضيلت را اكثر علماء اهل سنّت مانند حاكم كبير و طبرى و نسايى و - نسفى و ابن ابى شيبه و ابن مغازلى در مناقب و سيوطى و ديگران روايت كرده و حسكانى از ص 231 تا 234 در شواهد التنزيل دربارهء اين منقبت بسط كلام داده است . و در تفسير برهان حديث مفصّلى از ابن بابويه شيخ صدوق باسنادش از امام جعفر صادق عليه السلام از پدرانش از على عليه السلام نقل كرده كه مربوط به آيه نجوى و مناقب ديگر مولايمان حضرت امير المؤمنين ( ع ) است كه مناسب است آن را در اينجا بنگارم :