و سبقتشان درجهها و مقامهايى در بهشت .
و بعضى گويند : درجاتى در مجلس پيامبر خدا ( ص ) پس خدا فرمان داد كه علماء را به خودش نزديكتر بنشاند بالاى دست مؤمنين كه فاقد علم هستند و و دانشى ندارند تا آنكه معلوم شود مقام علماء بر غير ايشان و در اين آيه دلالتست بر فضيلت علماء و جلالت مقامشان .
و نيز بتحقيق جابر بن عبد اللَّه انصارى از آن حضرت روايت نموده كه فرمود عالم بر شهيد يك درجه فضيلت دارد و شهيد بر عابد يك درجه برترى دارد ، و فضل پيامبر بر عالم يك درجه است و فضل قرآن بر سائر كلامها و كتابها مثل فضل خدا است بر خلق و آفريدههايش و فضل عالم بر ساير مردم مثل فضل منست بر كمترين امّت ، و آن حضرت فرمود : كسى كه اجلش برسد در حالى كه او طالب علم و دانش جو باشد پس بين او و بين پيامبران درجهاى است .
( وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ )
و خدا به آنچه كه ميكنيد آگاه است يعنى داناست سپس بار ديگر مؤمنين را خطاب فرموده و گفت :
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ - صَدَقَةً )
اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد هر گاه خواستيد راز گويى كنيد با پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله پس جلوى رازتان صدقهاى مقدّم بداريد .
يعنى : هر گاه راز گويى با پيامبر كرديد پس بيش از آنكه راز بگوئيد صدقهاى مقدّم بداريد وارده نموده به اين فرمان بزرگداشت پيغمبر ( ص ) را و اينكه اين موجب شود كه تصدّق بدهند و از آن مأجور شوند و اين تخفيفى از آن حضرت باشد مفسّرين گويند : پس چون نهى از راز گويى شدند تا صدقه بدهند بسيارى از مردم دريغ داشته و خوددارى كردند از در گوشى و راز گويى با آن حضرت ، پس