بود
( وَ نَسُوهُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ )
يعنى براستى او ميداند تمام چيزها را از تمام جهات آن چيزى از آن بر او مخفى و پوشيده نخواهد بود و از آنست قول او
( شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ )
« 1 » يعنى دانست كه خدايى جز او نيست ، پس خداوند سبحان بيان فرمود كه او ميداند آنچه در عالم مىباشد پس فرمود :
( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ )
آيا نديدى كه به راستى خدا ميداند آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ، يعنى تمام معلومات را و خطاب به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله است ، و مقصود تمام مكلّفين هستند و آن استفهام و معنايش تقرير است ، يعنى آيا نميدانى .
و بعضى گويند : آيا نديدى دليلهاى ديدنى را از صنعت او كه دلالت دارد بر اينكه او عالم به تمام معلوماتست .
( ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ )
هيچ سه نفرى نيستند كه با هم راز و در گوشى بگويند مگر آنكه چهارمين آنها خداست بعلم يعنى كه راز آنها نزد او معلوم است چنانچه معلوم است پيش چهارمى كه با ايشانست .
و بعضى گويند : سرائر و رازها آنست كه ميان دو نفر باشد و نجوى و گوشى آنست بين سه نفر باشد .
و بعضى از ايشان گويد : نجوى هر حديث است خواه پنهانى باشد ، يا به ظاهر و آشكارايى و آن اسم است براى چيزى كه بوسيلهء او راز گويى مىشود .
( وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ )
يعنى هيچ پنج نفرى راز گويى نميكنند مگر آنكه او عالم بسرّ و راز ايشانست مثل نفر ششم كه با ايشانست .
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران آيهء : 16 .