تعالى
( وَ إِذْ هُمْ
نَجْوى )
پس معنا ، ما يكون من متناجين ثلاثه باشد نباشد از راز گويان سه نفرى .
و امّا النجى پس صفت است كه واقع بر كثرت مىشود مثل صديق و رفيق و حميم و مانند آنست غزى و در قرآن است خلصوا نجيا .
2 - و امّا قول حمزه ينتجون و قول ديگران يتناجون پس براستى كه يفعلون و يتفاعلون گاهى جارى ميشوند بيك طريق و از اين جهت گفتند از دو جو او اعتوروا پس واو را تصحيح كردند هر چند كه بر صورتى باشد كه اعتلال در آن واجبست براى آنكه آن به معناى تعاوروا و تزاوجوا چنانچه عور و حول صحيح است براى آنكه به معناى افعال است و شهادت ميدهد براى قرائت حمزه گفته پيامبر صلّى اللَّه - عليه و آله دربارهء على ( ع ) زمانى كه بعضى اصحاب او گفتند ( أ تناجيه دوننا ) آيا با او راز مىگويى نه با ما فرمود :
ما انا انتجيته بل اللَّه انتجاه
من با او راز نگفتم بلكه خدا با او راز گفت .
لغت آيات :
النجوى : آن اسرار و رازيست كه هر يك بيكديگرى بلند مىكند و اصلش از نجوه بلندى از زمين است ، و النجاء بلند برداشتن گام است در رفتن و النجاه بلند كردن از بلاء است .
اعراب :
( هُوَ رابِعُهُمْ )
مبتداء و خبر در محلّ جرّ است به اينكه آن صفت ثلاثه است و مىگويى فلان رابع اربعه فلانى چهارمى از چهارتاست وقتى كه يكى از چهار نفر باشد ، و رابع ثلاثه وقتيست كه ثلاثه اربعه باشد به بودنش با ايشان و بنا بر اين جايز است كه گفته شود رابع ثلاثه و جايز نيست رابع اربعه براى اينكه در آن معناى