( جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَها )
دوزخى كه در روز قيامت وارد آن ميشوند و در آن مى سوزند .
( فَبِئْسَ الْمَصِيرُ )
يعنى و بد است بازگشتگان و سر انجام كار جهنّم و دوزخ است براى آنچه كه در آنست از اقسام شكنجهها و عذابها آن گاه منع فرمود مؤمنين را از مثل اين عمل و فرمود :
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَناجَيْتُمْ فَلا تَتَناجَوْا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ )
اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد هر گاه راز گفتيد پس راز و بيخ گوشى بگناه و دشمنى و مخالفت با پيغمبر ( ص ) نگوئيد يعنى مانند فعل منافقين و يهود ننمائيد
( وَ تَناجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوى )
يعنى راز بگوئيد به كارهاى خوب و طاعت ، و خوف از عذاب خدا و پرهيزگارى از معصيت خدا .
( وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ )
و بترسيد خدايى را كه بسوى جزاء و پاداش او .
( تُحْشَرُونَ )
روز قيامت محشور ميشويد .
( إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ )
« 1 » يعنى راز گويى منافقين و كفّار به چيزى كه موجب ناراحتى مسلمين و غمگين شدن ايشان مىشود از وسوسههاى شيطان
هامش
( 1 ) - على بن ابراهيم قمى در تفسيرش در ذيل اين آيه نقل نموده و بحرينى هم در تفسير برهانش از وى باسنادش روايت كرد از ابى بصير از حضرت صادق عليه السلام كه سبب نزول اين آيه اين بود كه حضرت فاطمه ( ع ) در خواب ديد كه پيغمبر ( ص ) عزيمت نمود كه باتفاق على عليه السلام و او و حسن و حسين ( ع ) از شهر بيرون روند پس همگى بيرون رفته تا از ديوارهاى شهر گذشتند ، پس به دو راهى رسيدند ، پس پيغمبر راه سمت راست را گرفت و رفت تا رسيدند به جايى كه در آنجا درخت خرما و آب بود ، پس پيغمبر ( ص ) گوسفندى كه در يكى از دو گوشش نقطههاى سفيدى بود خريدند و فرمود آن را ذبح كنند پس آن را پخته و خوردند و همگى در آنجا مردند ، پس فاطمه ( ع ) از خواب بيدار شده و ميگريست