كه آن حضرت ايشان را نهى از راز گويى در ميان مسلمين كرده بودند ولى آنان آن حضرت را معصيت كردند ، و ممكنست كه معصيت و دشمنى اين در گوشى گفتن باشد كه بين ايشان جريان داشت براى آنكه آن چيزى بود كه موجب ناراحتى و بد حالى مسلمين ميشد ، و بعضى از آن منافقين و يهود توصيه و سفارش ميكردند به ديگران كه امر پيامبر را ترك نموده و مخالفت با او نمايند .
( وَ إِذا جاءُوكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ )
و وقتى كه نزد تو ميآيند تحيّتى و درودى به تو ميگويند كه خدا تو را به آن تحيّت نگفته است ، و آن چنين بود كه يهوديها ميآمدند خدمت آن حضرت و ميگفتند : السام عليك ، و سام به معناى مرگ است و مسلمين خيال ميكردند كه ايشان السلام عليك ميگويند و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله عين كلام آنها را به آنها برگردانيده و ميفرمود : عليك ، يعنى مرگ بر تو باد .
حسن گويد : يهوديها ميگفتند ، السام عليك يعنى به زودى دينتان شما را خسته و آزرده كرده پس آن را رها ميكنيد و كسى كه گويد السام به معناى موت و مرگست و آن نابودى زندگيست برفتن آن .
( وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ )
يعنى بعضى از ايشان به برخى ديگر ميگويند .
و بعضى گويند : يعنى ايشان اگر سخن گويند هر آينه اين كلام را گويند هر چند كه قولى از ايشان نباشد .
( لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ )
يعنى ميگويند اگر اين شخص پيغمبر باشد - چنانچه ميپندارد پس چرا خدا ما را عذاب نميكند و چرا دعاء او را دربارهء ما مستجاب نميكند . . . و قول آن حضرت و عليكم يعنى مرگ پس خداوند سبحان فرمود :
( حَسْبُهُمْ )
يعنى كافيست براى ايشان و بس است براى آنها .