تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
و گاهى ممكنست كه از نظر ديدن و رؤيت بنا بر اتّساع قصد شود زيرا گردانيدن ديده را به طرف ديدگاه عقبش رؤيت است و گاهى اطلاق مىشود بر چيزى لفظى كه مرادف آن نيست ولى نزديك به آنست مثل قول ايشان ( عرب ) للمزاده راويه و للفناء عذره مشك آب براى زاد و توشه سفر و توالت رفتن براى كنار ديوار ، و گاهى ( نظرت ) فلم تنظر مثل تكلّمت و لم تتكلّم مىشود يعنى سخن گفتن ولى حرفى كه بنا بطبق مقصود و مراد باشد نزدى ، پس همين طور نگاه كردى ، ولى به چشمت منظر و ديدگاهى را نديدى چنانچه خواسته بودى « 1 » يا نديدى منظرى را كه موجب شگفت تو شود ، و بعضى ديگر مثل زده از باب مهلت دادن گويد : ( نظرت هو ) يعنى مهلت دادم او را و از اين معناست قول خدا ( غير ناظرين اناه ) « 2 » منتظر بظرف طعام او نباشند ، و مانند آنست قول فرزدق شاعر :
نظرت كما انتظرت اللَّه حتّى * كفاك الماحلين لك المحالا
انتظار تو را بردم چنانچه منتظر شدم خدا را تا كفايت كرد تو را يعنى بينياز كرد تو را از سؤال بخيلان يا دفع نمود از توسعايت مغرضين را قصد نموده انتظرت كما انتظرن و گاهى ( انظرت ) به معناى انتظرت ميآيد طلب ميكنى بقول خودت ( انظرنى ) طلب مهلتى مىكند بانتظار پس از اينست قول شاعر :
ابا هند فلا تعجل علينا * و انظرنى نخبرك اليقينا
هامش
( 1 ) - مترجم گويد : و مثل آنست گفتهء جناب سلمان ( ع ) در روزى كه او را براى بيعت كردن با ابى بكر به زور به مسجد آوردند او بصداى بلند گفت فعلتم و ما فعلتم كرديد و نكرديد ، يعنى خليفه و رهبرى بعد از پيامبر انتخاب كرديد ولى آن كسى را كه بايد انتخاب كنيد نكرديد كه آن حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) خليفهء معيّن و مسلّم و منصوص خدا و پيامبر ( ص ) بود او را اختيار نكرديد . ( 2 ) - سورهء احزاب آيهء : 53 .