تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
ميگويد :
فيا مىّ هل يجزى بكايى بمثله * مرارا و انفاسى اليك الزّوافر
پس اى ميّه آيا براى اين گريه‌هاى مداوم من پاداشى هست و حال آنكه ناله‌هاى من بسوى تو بلند است .
و انّى متى اشرف على الجانب الذى * به انت من بين الجوانب ناظر
و براستى كه من هر وقت نگاه ميكنم بر سمتى كه تو در آن طرف هستى از طرفهاى ديگر صرف نظر ميكنم ، پس اگر نظر ديدن و رؤيت باشد مطالبه پاداش بر آن نشود براى آنكه محبّ و عاشق چيزى را جز ديدن جمال و چهره محبوبش اختيار نكند « 1 » بلكه فقط ديدار خواسته و آرزو مىكند و بر اين دلالت مىكند گفتهء شاعر ديگر :
و نظرة ذى شجن وامق * اذا ما الركائب جاوزن ميلا
و نظر كردن عاشقى بمعشوقه‌اش وقتى كه مسافرين يك ميل راه بگذرند و امّا قول خداى تعالى
( وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ )
پس معنا اينست كه رحمت حق بايشان نميرسد و گاهى مىگويى نظر الىّ فلان فلانى به من نگاهى كرد يعنى چيزى به من رسانيد و ميگويد گوينده اى انظر الىّ نظر اللَّه اليك به من نگاه كن خدا به تو نظر كند قصد مىكند كه به من خيرى برسان تا خدا به تو خيرى برساند ، و نظرت فعلى است كه استعمال مىشود و آنچه از آن صرف مىشود بر چند قسم است : 1 - اينكه اراده كنى به آن نظرت الى الشيء كه حرف جار حذف شود و فعل ايصال بمفعول شود و از اينست آنچه ابو الحسن انشاد كرده :
ظاهرات الجمال و الحسن ينظرن * كما ينظر الاراك الظباء
هامش
( 1 )بهشت سالكان حورانست و غلمان * بهشت عاشقان ديدار يار است