تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
و زجاج گويد : الغرور : هر چيزى از متاع دنياست كه موجب غرور شود .

لغات آيات :

القرض : قرض چيزيست كه به ديگرى بدهى كه به تو پس بدهد ، مثل آن را و اصل آن قطع و بريد نست پس او قطع كرده و آن مال را از صاحبش باذن او بر ضمانت اينكه مثل آن را رد كند ، و عرب ميگويد : ( لى عندك قرض صدق و قرض سوء ) هر گاه به او كار خير يا شرّى كند ، شاعر گويد :
و يجزى سلامان بن يفرج قرضها * بما قدمت ايديهم و أزلت
و سلامان پسر يفرج پاداش و كيفر داد و ام و طلب آنها را به چيزى كه در پيش كرده بودند از لغزشها و كارهاى بدشان . المضاعفه : زياد كردن بر مقدارى كه گرفته مثل آن يا چند برابر آن . الاقتباس : گرفتن آتش است و گفته مىشود گرفتم او را آتشى و فرا گرفتم از او دانشى . و التربّص : مهلت و انتظار است .

اعراب :

( مَنْ ذَا )
فراء گويد : ( ذا ) صله من است ، گويد : و ديدم آن را در مصحف ، و قرآن عبد اللَّه بن مسعود ( منذ الذى ) كه نون متّصل بذال بود . و بعضى گفته‌اند : الذى معنايش من هذا الذى است ، و من در محلّ رفع است بسبب مبتداء بودن ( و الذى ) خبر آنست بنا بر قول اوّل و بنا بر قول دوّم ( ذا ) مبتداء است ( و الذى ) خبر آنست و جمله خبر « من » است . ابن فضّال چنين ياد كرده و من ميگويم كه صحيح است كه ( ذا ) مبتداء - باشد ( و
الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ )
صفت آن باشد ( و من ) خبر مبتداء باشد كه بر آن مقدّم
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 215 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى