تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
و وضاح يمن گويد :
ربّه محراب اذا جئتها * لم القها او ارتقى سلّما
يعنى آن عابده كه صاحب محراب بود هر گاه آمدم او در مكان بلندى بود كه نمىشد او را ملاقات كنم مگر با نردبان بالا رفته و او را به بينم . التماثيل : صورت چيزهايى از انسان و غير آن است مفردش تمثال و اصلش از مثول و آن قيام است مثل آنكه ايستاده و واداشته‌اند و از آنست حديث : من سرّه ان يمثل له الناس فليتبوّء مقعده من النار ، هر كس خشنود و مسرور شود كه مردم براى او قيام كنند و بايستند در مقابلش پس نشيمنگاه او را پر از آتش كنند ، يعنى جايش در آتش دوزخ است . الجوابى : جمع جابيه و آن حوض بزرگى است كه در آن آب ميريزند . اعشى گويد :
تروح على آل المحلّق جفنه * كجابيه الشيخ العراقى تفهّق « 1 »
براى آل محلق مهمانخانه و مضيف خانه است كه ظرف غذايش مثل حوض شيخ و بزرگى از بزرگان عراق است در وسعت و بزرگى . المنسأة : عصاء بزرگيست كه چوپان گوسفندان را با آن ميراند بر وزن مفعله از نسأت الناقة و البعير گرفته شده هر گاه آن را باز دارند از حركت .

اعراب :

أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ
در اينجا در تأويل تفسير و قول است و آن به معناى اينست كه گويا گفته و ألنّا له الحديد ، يعنى اعمل سابغات ، و تقدير قلنا له
هامش
( 1 ) - محلق نام مرديست و گفته مىشود كه او مردى فقير و داراى دخترانى بود كه در اثر فقر و نادارى كسى بسراغ دختران او نمىرفت ، پس مالى باعشى داد تا او را تعريف كند تا مردم تمايل بگرفتن دختران او پيدا كنند پس اعشى آن شعر را در مدح او گفت .