و دليل رفع اينكه ريح هر گاه مسخّر شد براى سليمان جايز است كه گفته شود ( له الريح ) بر معناى له تسخير الريح پس رفع بر اين وجه تأويل شود به معناى نصب براى آنكه مصدر مقدّر در تقدير اضافه به مفعول به است .
گويد : قاعده در الجوابى اينست كه ياء با الف و لام ثابت باشد ، و البته ابو عمرو بدون ياء وقف كرده براى اينكه آن فاصله يا شبيه بفصل است ، از جهتى كه كلام تمام است و از جهت حذف باء در وصل و وقف بعلّت اينكه اين نحو بسيار حذف مىشود .
و قاعده در همزه ( منسأته ) اينست هر گاه همزه مخفف شد از آن قرار داده مىشود بين بين لكن ايشان تخفيف همزه دادند بدون قاعده .
ابو الحسن شاعر گويد :
اذا دببت على المنساة من هرم * فقد تباعد عنك الهوى و الغزل
هر گاه نياز پيدا كردى از پيرى و ناتوانى بعصا پس قطعا از تو عشقبازى دور شده است .
و امّا قول او ( تبينت الانس ) پس معنايش اينست تبيّنت الانس انّ الجنّ لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب ، معلوم شد آدمى را كه اگر جنّيان علم غيب داشتند در شكنجه نمىماندند ، و همين طور است آن در ( مصحف عبد اللَّه ابن مسعود ) و به اين معنا قرائت يعقوب تبيّنت الجن تأويل شده است .
شرح لغات :
التأويب : ترجيع با تسبيح است ، سلامة بن جندل گويد :
يومان يوم مقامات و اندية * و يوم سير الى الاعداء تأويب
دو روز در پيش است يك روز روز اقامت و دور هم جمع شدن و يك روز هم رفتن