علقمه « 1 » :
( هل ما علمت و ما استودعت مكتوم * أم حبلها اذ نأتك اليوم مصروم )
كه گويا گفته است : ( حبلها مصروم ) زيرا بعد از آن آمده است :
( أم هل كبير بكى لم يقض عبرته * اثر الأحبة يوم البين مشكوم )
سپس خداوند بزرگ ميفرمايد :
« قُلْ »
يعنى : اى محمد به آنان بگو :
« تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ »
يعنى : اگر شما منتظر مرگ و حوادثى براى من هستيد ، من نيز براى شما انتظار مرگ و حوادث روزگار را دارم ، البته با اين فرق كه انتظار كفار نسبت به مرگ پيامبر و مؤمنين عملى است زشت و نابجا ، اما از آن طرف انتظار پيامبر نسبت به وقوع حوادثى براى كفار انتظارى پسنديده و بمورد است ، و قوله ( فتربّصوا ) گر چه بصيغهء امر است ولى منظور از آن تهديد كفّار است .
« أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا »
؟ يعنى : و آيا اين عقلهاى آنان است كه به آنان فرمان ميدهد اين گونه حرفهايى بزنند و در انتظار مرگ تو باشند ؟ مفسرين گويند بزرگان قريش به ( احلام و عقول ) توصيف ميشدند ، و لذا خداوند اين عقول و احلام را مورد تحقير و ملامت قرار داده است ، زيرا كه براى آنان نتوانستهاند اين خاصيت را داشته باشند كه بين حق و باطل را تميز دهند ، آن گاه خداوند خبر از سركشى آنان داده ميفرمايد :
« أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ »
مجاهد آن را ( بل هم قوم طاغون ) خوانده است ، و اينجا بل در معنى به ام نزديك است ، با اين فرق كه ما بعد بل متيقن است ، ولى ما بعد أم مشكوك مىباشد ، و به اين معنى است كه عقلهاى آنان ايشان را به اين
هامش
( 1 ) - و در دو نسخه آمده است : ( علقمة بن عبدة )