تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
عمل فرمان نداده است بلكه سركش و طغيان آنان را وادار به تكذيب تو نموده است .
« أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ »
؟ يعنى : يا آنكه ميگويند : پيامبر از پيش خود قرآن را ساخته است ، و از پيش خود آن را بدروغ به خدا نسبت داده است . و تقوّل عبارتست از گفتار تحميلى ، و اين لغت جز در مورد دروغ استعمال نميشود .
« بَلْ لا يُؤْمِنُونَ »
يعنى : ولى جريان آن طور كه اينان فكر ميكنند نيست ، بلكه براى آنان نيز ثابت شده است كه اين قرآن از سوى خداوند است ، و لكن آنان از روى عناد و حسادت و استكبار آن را تصديق نميكنند ، سپس خداوند آنان را ملزم به آوردن دليل فرموده آنان را به ميدان بحث و استدلال فرا خوانده ميفرمايد
« فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ »
يعنى : اگر راست ميگويند پس بروند گفتارى بفصاحت و نظم و حسن بيان و زيبايى قرآن يا سخنى نزديك آن بياورند .
« إِنْ كانُوا صادِقِينَ »
يعنى : اگر راست ميگويند كه محمد قرآن را از پيش خود ساخته است ، حال كه توانايى آوردن سخنى مانند قرآن را ندارند پس بدانند كه محمد اين قرآن را از پيش خود ساخته ، بلكه اين قرآن از جانب خداوند نازل شده است ، آن گاه خداوند بر آنان به ابتداى آفرينش استدلال كرده ميفرمايد :
« أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ »
يعنى : آيا اينان فكر ميكنند كه بيهوده آفريده شده‌اند ؟ و خلقت آنان عبث بوده است ، و حساب و كتابى در كار نخواهد بود ، و كسى به آنان امر و نهى نخواهد كرد ، و نظير اين معنا از زجاج نقل شده است . از ابن كيسان نقل شده است يعنى : آيا اينان بيهوده آفريده شده‌اند ؟ و آنان را رها نموده‌اند ، و اين معنى مانند معناى اولى است . بعضى هم گفته‌اند يعنى : آيا اينان بدون آنكه آفريدگار و مدبّرى داشته