سطر گرفته شده است .
مثقل - كسى را گويند كه چيزى بر او بار شده است كه برداشتن آن بر او سخت است .
معناى آيات :
آن گاه خداوند بزرگ به پيامبرش خطاب كرده ميفرمايد :
« فَذَكِّرْ »
يعنى : اى محمد اين مكلفين را پند و اندرز ده ، و دست از دعوت آنان بر مدار هر چند كه در بارهات بدگويى كرده باشند .
« فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ »
يعنى : تو با لطفى كه خداوند در بارهات نموده است كه يك قسم آن نبوّت است .
« بِكاهِنٍ »
كاهن كسى است كه مردم در بارهاش بغلط تصوّر ميكنند كه از راه به خدمت گرفتن جنّيان علم غيب دارد .
« وَ لا مَجْنُونٍ »
مجنون آفت زدهاى است كه عقلش را از دست داده باشد ، البته كفار به خوبى آگاه بودند كه پيامبر خدا ( ص ) نه جادوگر است و نه ديوانه ، و لكن اين سخنان را به منظور تكذيب او ميگفتهاند تا به آن دل خوش كنند ، همانگونه كه سفهاء سعى ميكنند تا با تكذيب دشمنان خود عقده خالى كنند .
« أَمْ يَقُولُونَ »
يعنى : بلكه ميگويند :
« شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ »
ما در مورد محمد منتظر حوادثى مانند مرگ و ديگر حوادث روزگار هستيم تا همانگونه كه شاعران پيش از او هلاك شدهاند به هلاكت برسد ، منون بمنون دهر و روزگار است ، و نيز بمعنى مرگ و اجل هم مىآيد .
و حرف ( ام ) در اينجا منقطعه است و بمعنى ترك و تحوّل است مانند گفتار