مگر آن گاه كه غيبت شده او را عفو كند ، پس خداوند براى غيبت مثالى زده مى - فرمايد :
« أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً »
زجاج گويد : تأويل اين مثال بدين طريق است همانگونه كه اگر گوشت بدن برادر دينيت را كه مرده است بخورى چون مرده است دردى را حس نمىكند ، پشتسر برادر دينى بدگويى كردن از او نيز همين حالت را دارد .
پس از آنكه به آنان گفتند : آيا هيچ كس از شما دوست دارد كه گوشت برادر دينى خود را كه مرده است بخورد ؟ گفتند : نه ! به آنان گفته شد :
« فَكَرِهْتُمُوهُ »
از مجاهد نقل شده است يعنى : همانگونه كه خوردن گوشت بدن مردهء برادرتان را زشت مىدانيد ، پشتسر برادرتان از غيبت او نيز اجتناب ورزيد .
از حسن نقل شده است يعنى : پس همانگونه كه از خوردن گوشت مردهء برادرتان اجتناب مىكنيد از غيبت زندهء او نيز پرهيز نمائيد ، و تقدير آيه نيز به همين شكل خواهد بود « 1 » .
« وَ اتَّقُوا اللَّهَ »
معطوف است على آن فعل مقدر كه بدان اشاره شد ، و مانند آن است آيهء (
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ وَ وَضَعْنا
) يعنى : و قد شرحنا و وضعنا .
و در زبان و ادبيات عرب متداول است كه به غيبت كننده مىگويند : فلانى گوشت مردم را مىخورد ، شاعر عرب گفته است :
( و ليس الذّئب يأكل لحم ذئب * و يأكل بعضنا بعضا عيانا )
يعنى : ( گرگ گوشت گرگ را نمىخورد در حالى كه ما گوشت همديگر را آشكارا
هامش
( 1 ) - تقدير بدين شكل مىشود : ( . . . فكما كرهتم لحمه ميتا فاكرهوا غيبته حيّا ) كه فعل بعدى (وَ اتَّقُوا اللَّهَ) نيز معطوف است بر فعل مقدر كه ( فاكرهوا ) باشد .