مىخوريم ) .
شاعر ديگر مىگويد :
( فإن يأكلوا لحمى و فرت لحومهم * و ان يهدموا مجدى به نيت لهم مجدا )
يعنى : ( اگر با غيبت من گوشت بدن مرا بخورند ، من با گفتن خوبىهايشان گوشت بدنشان را خواهم افزود و اگر عزت مرا پايمال كنند ، من عزّتشان خواهم داد ) .
قتاده در تفسير اين آيه مىگويد : همانگونه كه شما از نظر مخالفت طبع حاضر نيستيد گوشت بدن برادر مردهء خود را بخوريد ، بايد به علت مخالفت عقل و شرع او غيبت او اجتناب ورزيد ، زيرا انگيزههاى عقل و شرع از انگيزههاى طبع سزاوارتر است كه پيروى شود ، زيرا انگيزههاى طبع كور است ، و انگيزههاى عقل بينا است .
از ميمون بن شاة ( شاه ) - كه بر حسن برترى داشت ، چون اساتيدى را ملاقات كرده بود كه حسن آنان را نديده بود - روايت شده مىگويد : در عالم خواب ناگهان جنازهء يك زندگى را جلوى روى خود مشاهده نمودم ، و شنيدم كه گويندهاى به من مىگفت : اى عبد اللَّه از اين لاشه بخور ، گفتم چرا مردار بخورم ؟ گفت : چون فلانى در حضور تو غيبت شد ، گفتم : به خدا سوگند نه خيرى در بارهاش گفتم نه شرى ، گفت : امّا به غيبت او گوش دادى و راضى شدى .
ميمون پس از ديدن اين رؤيا ديگر به هيچ وجه نمىگذاشت در حضور رو كسى را غيبت كنند .
مردى به ابن سيرين گفت : من تو را غيبت كردم حلالم كن ، ابن سيرين گفت : من دوست ندارم آنچه را كه خدا حرام كرده است حلال كنم .
« إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ »
يعنى : خداوند توبه پذير است .