تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
فسوق مىناميد ، يعنى كفر پس از ايمان . بعضى گفته‌اند : يعنى بد چيزى به دست آوردن اسم فسوق با غيبت مسلمين و عيب‌جويى آنان ، و اين معنى دلالت ندارد بر اينكه ( اسم ) ايمان و فسق جمع نمىشوند ، زيرا اين مانند آن است كه گفته شود : ( بئس الحال الفسوق بعد الشيب ) و معنايش آن است كه بد حالى است گناهكارى با پيرى و ( بئس الاسم الفسوق مع الايمان ) و به ظاهر معنى آن خواهد شد كه آن فسوق و گناهانى كه پس از ايمان است بد اسمى است ، و آن كفر است .
« وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ »
يعنى : هر كس از عيب‌جويى ديگران و گناهان ، توبه نكند و به اطاعت از فرمان الهى بازگشت نكند .
« فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ »
به خودشان ظلم مىكنند كه عملى انجام مىدهند و با آن مستحقّ عذاب الهى مىشوند .
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ »
زجاج گويد : منظور آيه آن است كه انسان نسبت به نيكان بدگمانى كند ، اما بدكاران و گنهكاران همان گونه كه از ظاهر آنان ديده مىشود ما حق داريم نسبت به آنان بدگمان باشيم . بعضى گفته‌اند : اين گمانى كه دستور داده شده است از آن اجتناب كنيم آن است كه انسان نسبت به برادر مسلمان خود گمان بد داشته باشد ، البتّه گمان بد داشتن تا ما دام كه انسان به زبان نياورده است اشكال ندارد ، ولى اگر به زبان بياورد و آن را ظاهر سازد گناه كرده است ، كه دنبال آيه بدان اشاره شده است :
« إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ »
مقاتل بن حسان و مقاتل بن سليمان گويند : منظور از آن گمانها كه گناه است گمانهايى است كه انسان نسبت به برادر مسلمان خود ظاهر ساخته است .