اوزعنى - ايزاع در اصل بمعنى منع است ، و اوزعنى بمعنى امنعنى است كه بمعنى انصراف از كارى دادن است بالطف ، و از اين باب است قول حسن كه ميگويد : « لا بدّ للنّاس من وزعة » يعنى : « مردم حاكمانى لازم دارند كه مانع از ارتكاب محرّمات شوند » و ابو مسلم گفته است : ايزاع عبارتست ، از رساندن چيزى بقلب .
اعراب آيات :
اما ما منصوب است بنا بر آنكه حال باشد از ضمير در ظرف به نظر سيبويه و يا آنكه حال باشد از
« كِتابُ مُوسى »
به نظر اخفش و به نظر كسى كه بوسيلهء ظرف رفع داده است .
و نيز جايز است
« كِتابُ مُوسى »
را رفع دهيم بنا بر آنكه عطف شده باشد بر
« وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ »
اى « و شهد من قبل القرآن كتاب موسى » و سپس ظرف بين واو و معطوف به فاصله شده است .
و رحمة معطوف است بر « اماما » .
و
لِساناً عَرَبِيًّا
نيز منصوب است كه حال باشد از
« هذا كِتابٌ »
و نيز جايز است كه حال باشد از ضمير در مصدّق ، و تقديرش اين است : « هذا كتاب مصدّق ملفوظا به على لسان العرب » .
و بشرى عطف است بر لينذر ، و مفعول له است .
جزاء مصدرى است مؤكّد كه براى ما قبلش ، و تقديرش چنين است :
« جوزوا جزاء » كه بعد از آوردن جزاء بىنياز شدهايم ، چون جملهء ما قبلش بر آن دلالت مىكند ، و نيز جايز است جزاء مفعول له باشد ، و كرها بنا بر حاليت منصوب باشد يعنى : « حملته كارهة » .