و يعقوب و حسن و ابى رجاء و عاصم و جحدرى « و فصله » خواندهاند و بقيّه « و فصاله » قرائت نمودهاند .
دليل قرائت :
ابو على گويد : دليل كسانى كه « لتنذر » با تاء خواندهاند
« إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ »
و
« لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى »
است ، و كسانى كه « لينذر » با ياء خواندهاند - دليل آنان هم
« لِيُنْذِرَ بَأْساً شَدِيداً »
است يا آنكه انذار را بكتاب نسبت ، دادند ، همانگونه كه بر رسول خدا ( ص ) نسبت دادهاند .
امّا باء در « بوالديه » جايز است متعلّق باشد به « وصيّنا » بدليل
« ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ »
و نيز جايز است كه متعلّق باشد به « بالاحسان » و دلالت بر اين تركيب دارد
« وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي »
امّا در اين آيه نميشود آن را متعلّق گرفت به « بالاحسان » زيرا معمول متقدّم بر عامل خواهد شد ، بله ميتوان آن را متعلّق به مضمرى گرفت كه احسان آن را تفسير مىكند ، همانگونه در
« وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ »
مىشود فيه را متعلّق به مضمرى گرفت كه زاهدين در ظاهر آن را تفسير مىكند « 1 » و مثل « كان جزائى بالعصا ان اجلدا » بنا بقول كسى كه جار و مجرور را متعلّق بجزاء نگرفته است .
و احسان بر خلاف اسائه است ، و حسن بر خلاف قبح است و هر كس « احسانا » خوانده است نصب آن بنا بر مصدر است ، زيرا معنى
« وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً »
« امرناه بالاحسان » است ، يعنى : به آنان دستور
هامش
( 1 ) و تقدير چنين خواهد شد : « و كانوا زاهدين فيه من الزّاهدين » همانگونه كه در آيه نيز تقدير « و وصّينا الانسان الاحسان بوالديه احسانا » - ( مترجم )