تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
داديم كه نسبت به پدر و مادر خود احسان كنند نه بدى ، و جايز نيست نصب حسنا به « وصينا » باشد زيرا وصيّنا براى خودش دو مفعول گرفته است كه يكى از آنان منصوب است « الانسان » و ديگرى متعلّق است به باء جر . و هر كس « حسنا » خوانده باشد بمعنى « ليأت فى امرهما امر اذا حسن اى ليأت الحسن فى امرهما دون القبيح » يعنى : در مورد پدر و مادر نيكى كنند نه بدى ، و مؤيد آن قرائت حضرت على ( ع ) است كه « حسنا » خوانده‌اند زيرا طبق اين قرائت معنايش مىشود : « ليأت فى امرهما فعلا حسنا » . امّا « كره » بفتح مصدر است و « كره » بضمّ اسم است و چيز مكروه باشد ، قرآن ميفرمايد :
« كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ »
« 1 » و اين كره بضمّ است و نيز در جاى ديگر فرموده است :
« أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً »
« 2 » بنا بر اين « كرها » در آيهء مورد بحث در موضع حال است ، و فتح در آن بهتر است ، و گفته شده است كه فتح كاف و رفع كاف دو لغت است . امّا فصل بمعنى فصال است ، و اكثر با الف خوانده شده است ، و مؤيد آن هم حديث است كه آمده است : « لا رضاع بعد الفصال » يعنى : پس از آنكه بچه را از شير گرفتند ديگر رضاع صحيح نيست .

لغات آيات :

قديم - قديم به چيزى گويند كه وجودش از قبل باشد ، و در عرف متكلّمين قديم موجودى است كه وجودش اوّلى ندارد .
هامش
( 1 ) سورهء بقره - 2 آيهء 216 . ( 2 ) سورهء نساء 4 آيه 19 .