در اين صورت ضمير به كفّار بر ميگردد نه بمؤمنين ، و اشتباه به مؤمنين نخواهد شد ، و در اين وجه جايز نيست آن را نصب دهيم ، و به غير از رفع اعراب ديگرى نخواهد داشت ، و بنا بر وجه اوّل « كالذين آمنوا و عملوا الصالحات » در موضع مفعول ثانى است ، و « سواء محياهم » استيناف است ، و در موضع حال از « كالذين آمنوا » نيست ، زيرا شامل مؤمنان نميشود .
و بحث در « غشوه و غشاوه » در سورهء بقره گذشت « 1 »
لغات آيات :
اجترحوا - اجتراع بمعنى بدست آوردن و تحصيل است ، گفته مىشود « جرح و اجترح » بمعنى « كسب و اكتسب » است ، و « فلان جارحة قومه » اى كاسبة قومه ، و اصل آن از « جراح » است ، زيرا گناه تأثيرى همانند جراحت دارد ، و مانند اجتراح است اقتراف كه مشتق است از « قرف القرحة » يعنى : پس از خشك شدن زخم و پوست بر آوردن آن .
( السّيئات - سيّئه عبارتست از كارى زشت كه صاحبش با استحقاق مذمت نسبت به آن بد مىشود ، و حسنه آنست كه صاحبش باستحقاق مدح نسبت به آن خوشحال مىشود .
على بن عيسى گويد : كار زشت آنست كه اگر كسى قادر بر آن باشد شايسته نباشد كه آن را انجام دهد ، و كار نيكو كارى است كه هر كس توانايى آن را داشته باشد شايسته باشد كه آن كار را انجام دهد ، و هر كارى كه انجام گيرد و هيچ جهتى از اين جهات در آن نباشد آن كار بيهوده و لغو است ، كه نه آن را ميتوان بحكمت نسبت داد ، و نه به سفاهت .
هامش
( 1 ) رجوع شود بتفسير آيهء 7 از سورهء بقره .