معنى و عمل با فاعل و صفه مشبّهه كه عمل فعل ميكنند فرق دارد .
و هر كس بگويد : « مررت برجل خير منه ابوه ، و سرج خزّ صفته و برجل مأه ابله » جايز دانسته است كه سواء نيز بر ما قبلش جارى شود ، همانگونه كه ضرب اوّل بر ما قبل جارى شده است ، امّا نصب سواء سه وجه احتمال دارد :
1 - آنكه محيا و ممات را بدل از ضمير منصوب در نجعلهم بگيريم كه تقدير مىشود « ان نجعل محياهم و مماتهم سواء » كه سواء نصب داده مىشود بنا بر اينكه مفعول دوّم نجعل باشد . و بنا بر اين قول نصب سواء نيكو است ، براى اينكه اسم ظاهرى را رفع نداده است .
2 - و نيز جايز است محياهم و مماتهم را دو ظرف زمان بگيريم و سواء را باز مفعول دوّم نجعل بگيريم .
3 - و نيز جايز است كه در اين دو ظرف يكى از دو چيز عمل كند ، يكى سواء كه در آن معنى فعليت است كه بمعنى « يستوون فى المحيا و الممات » است ، ديگرى ممكن است فعل را عامل در آنها بگيريم .
معلوم نيست كوفيين كه سواء را نصب دادهاند آيا « ممات » را نيز بنصب خواندهاند يا نه ؟ اگر ممات را نصب نداده باشند نصب در سواء بنا بر غير اين وجه است ، و نصب بر غير اين وجه يا بنا بر حاليت است ، يا بنا بر آنست كه سواء مفعول دوّم ، نجعل است ، و بهر كدام از اين دو وجه كه عمل كنى به سواء عمل فعل دادهاى ، و بوسيلهء آن اسم ظاهر را رفع دادهاى .
اگر سواء را حال قرار دهى ممكن است آن را حال از ضمير در نجعلهم - بگيرى و مفعول دوّم نجعلهم را « كالذين آمنوا » بگيرى ، هر گاه « كالذين آمنوا » را مفعول گرفتن ممكن است سواء بنا بر حاليت منصوب باشد ، و آن را حال بگيريم براى ضميرى كه در « كالذين آمنوا » است چون بمعنى فعل است بنا بر اين
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 355
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٣٥٥