تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
ذو الحال ضمير مرفوع است در « كالذين آمنوا » و اين ضمير باز ميگردد به ضمير منصوب در نجعلهم ، و نصب سواء بنا بر حاليت از اين دو وجه است . و نيز جايز است « كالذين آمنوا » را مفعول دوّم نگيريم ، بلكه مفعول دوّم را « سواء محياهم و مماتهم » بگيريم ، و بنا بر اين تركيب جمله در محلّ نصب است كه مفعول دوّم براى نجعل باشد . و نيز جايز است بنا بر قول كسى كه ميگويد : « مررت برجل مائة ابله » و به مائة عمل فعل داده است سواء را بنا بر اين وجه نصب دهيم ، و بوسيلهء آن محيا را رفع دهيم ، همانطور كه جايز است بوسيلهء سواء محيا را رفع دهيم در صورتى كه جمله را در موضع حال بگيريم ، و حال در جملهء « سواء محياهم ، و مماتهم » از جعل است ، و نيز مىشود حال باشد از ضميرى كه در « كالذين آمنوا » است كه بمعنى فعل است . و دربارهء ضميرى كه در « محياهم و مماتهم » وجود دارد دو قول گفته شده است : 1 - آنكه اين ضمير به كفّار بر ميگردد نه به مؤمنين ، بنا بر اين قول سواء مرفوع است بنا بر اينكه خبر باشد براى مبتداى مقدّم كه تقديرش اينست « محياهم و مماتهم سواء » يعنى : محياهم محيا سوء ، و مماتهم مماة سوء ، و بنا بر اين تركيب ديگر نصب سواء درست نيست ، زيرا خبرى است مثبت به اينكه زندگى و مرگ آنان در بدى و دورى از رحمت خدا يكسان است . 2 - ضمير در « محياهم و مماتهم » به مسلمان و كافر هر دو بر ميگردد - هنگامى كه چنين باشد جايز است سواء منصوب شود بنا بر آنكه مفعول دوّم نجعل باشد ، البتّه بنا بقول كسى كه جايز دانسته است سواء در اسم ظاهر عمل كند زيرا شامل هر دو دسته مسلمان و كافر مىشود ، و در وجه اوّل اينطور نيست زيرا