تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
گواه بگويد : « اشهد ان . . . » بنا بر اين شهادت مثل يقين است در اينكه نوع مخصوصى است از علم ، و هر علمى يقين نيست ، گرچه هر يقينى علم است ، بنا بر اينكه هنگامى كه گواه در پيشگاه قاضى ميگويد : « اى حاكم من گواهى مىدهم كه مطلب چنين است » با اين معنى است كه من اين مطلب را طورى به آن علم دارم كه گويا در نظرم حاضر و مجسم است ، و كاملا از آن آگاه هستم و هيچ شك و ترديدى در آن نداشته برايم روشن است ، و تمامى معلومات به اين حد نيست ، و لذا است كه پاره‌اى از معلومات احتياج به توقف و استدلال دارد و اما جملهء « اشهدوا خلقهم » اين شهادت از شهادت بمعنى حضور است مثل اينكه بخاطر آن سرزنش ميشوند كه چيزى گفتند كه حضور نداشتند در حالى كه آن چيز از مطالبى است كه مىبايست با مشاهده و حضور به آن علم پيدا ميكردند ، و هر كس بگويد : « اشهدوا خلقهم » به اين معنى است كه آيا بهنگام آفرينش خود حضور داشتند ؟ و چون فعل متعدى به دو مفعول است هنگامى كه مجهول شد يك مفعول خود را از دست ميدهد ، و فعل متعدّى بيك مفعول ميگردد ، و اين قرائت را اين آيه تقويت مىكند
« ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
. و اما اين جمله :
« إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ » وَ « اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ »
كه مفعول اول از آن حذف شده است « 1 » همانگونه كه در اين مثال حذف شده : « ضربنى و ضربت » و اين مثال منقول است از « شهد بكذا » الا اينكه از ان و ان حرف جر معمولا حذف مىشود .
هامش
( 1 ) بهتر آنست كه بگويد : مفعول فعل اول كه عبارتست از« أُشْهِدُ اللَّهَ »زيرا جملهء« أَنِّي بَرِيءٌ »به هيچ تقديرى مفعول اول نيست .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 198 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على كاظمى