تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
1 - آنكه قسم و سوگند باشد . 2 - آنكه بمعنى غير قسم باشد . استعمال شهد بمعنى سوگند همانگونه است كه علم اللَّه و يعلم اللَّه را در سوگند استعمال ميكنند مىگويى : « علم اللَّه لأفعلنّ » كه عينا مانند قسم با آن رفتار مىشود و سيبويه در اين مورد شعرى انشا كرده است :
« و لقد علمت لتأتين منيتى * ان المنايا لا تطيش سهامها »
يعنى : « من به خوبى ميدانستم كه مرگم فرا ميرسد ، براستى كه تيرهاى مرگ به خطا نخواهد رفت و نقل نموده است كه زفر اين عقيده را داشته است كه اگر بگويد : « اشهد باللَّه » اين جمله سوگند است ، ولى اگر بگويد « اشهد » و باللَّه نگويد آن را قسم نميداند . محمد شيبانى گفته است « اشهد » بتنهايى بىآنكه باللَّه دنبالش بيايد مانند اشهد است كه متصل به « باللَّه » باشد و آن هم قسم است ، و براى ادعاى خود استدلال كرده است به اين آيه :
« قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ
. . .
وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً »
كه در اين آيه
« قالُوا نَشْهَدُ »
را سوگند دانسته است با اينكه همراه « با اللَّه » نبوده است . اما « شهدت » كه منظور از آن « علمت » است ، و منظور از آن « حضرت » نيست نوعى مخصوص از علم است ، زيرا هر شهادت و گواه بودنى علم است ولى اينطور نيست كه هر علمى هم شهادت باشد ، دليل بر اينكه شهادت نوعى مخصوص از علم است اينكه اگر كسى در مقام شهادت در پيشگاه قاضى بگويد : « اعلم ان لزيد على عمرو عشرة » يعنى : « من ميدانم كه زيد ده تومان از عمر و طلب دارد » قاضى با اين شهادت حكم صادر نميكند مگر آن گاه كه