تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نمونه هاى ايثار 3 - حضرت على اكبر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

خطاب علىاكبر به مركب سوارى خويش

مرحبا مركب فرخندهء آغشته به خون * كه به يك گام زدن برديّم از دهر برون حال كز سنگ جفاشيشه عمرم بشكست * باش پادار كه رفتست مراكار زدست سرم از ضربت شمشير جدا گرديده * از كفم اصل عنان تورها گرديده طاقت زخم نباشد دگرم بر پيكر * جسم مجروح مرا بردم شمشير مبر عمر آخر شد و برپشت تو تا جان دارم * يك تمناز تواى باديه پيما دارم كه مرا تارمقى هست از اين غم برهان * جسم صد چاك مرا بر در خيمه برسان
من همى يك تن و قاتل زحساب افزون است * پدرم و إله و ليلا زغمم مجنون است بر سانم به در خيمه كه شايد پدرم * مرهم از مهر گذارد به جراحات سرم
نمونه هاى ايثار 3 - حضرت على اكبر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 49 | شوشترى زاده / السيد محمد تقي المدرسي