تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نمونه هاى ايثار 3 - حضرت على اكبر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
گفتمت باشى مرا تو دستگير * اى تو يوسف من ترا يعقوب پير پشت پا بر ساغر حالم مزن * نيش بردل ، سنگ بربالم مزن خاك غم برفرق بخت دل مريز * بس نمك بر لخت لخت دل مريز
همچو چشم خود بقلب دل متاز * همچو زلف خود پريشانم مساز حايل ره مانع مقصد مشو * بر سر راه محبت سد مشو لن تنالوا البر حتى تنفقوا * بعد از آن مما تحبون گويد او نيست اندر بزم آن و الا نگار * از تو بهتر گوهرى بهر نثار هر چه غير از اوست سد راه من * آن بت است و غيرت من بت شكن جان رهين و دل اسير چهرتست * مانع راه محبت ، مهر تست آن حجاب از پيش چون دورافكنى * من تو هستم در حقيقت تو منى
نمونه هاى ايثار 3 - حضرت على اكبر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 47 | شوشترى زاده / السيد محمد تقي المدرسي