دير شد هنگام رفتن اى پدر * رخصتى گر هست بارى زودتر
* * *
جواب امام به فرزند خويش
گفت كاى فرزند مقبل آمدى * آفت جان رهزن دل آمدى
كرده اى از حق تجلى اى پسر * زين تجلى فتنه ها دارى بسر
راست بهرفتنه قامت كرده اى * وه كزين قامت قيامت كرده اى
نرگست بالاله در طنازى است * سنبلت با ارغوان در بازى است
از رخت مست غرورم مىكنى * از مراد خويش دورم مىكنى
گه دلم پيش تو گاهى پيش اوست * روكه در يكدل نمىگنجد دودوست
بيش از اين بابا دلم را خون مكن * زادهء ليلا مرا مجنون مكن