ديدار امام از شهيدش
سوى لشكر كهدشمن شدى تفت * ندانم من كرا برد و كجا رفت
همى دانم كه جسم و جان جانان * مقطع گشت چون آيات قرآن
چه رفت از دست شاه عشق دلبند * روان شداز پى گم گشته فرزند
صف دشمن دريدى از چپ و راست * نواى الحذر از نينوا خاست
عقابى ديد ناگه پر شكسته * على افتاده زين از هم گسسته
سرى بى افسر و فرقى دريده * به جانان بسته جان از خود بريده
* * *