تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نمونه هاى ايثار 3 - حضرت على اكبر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
چون ترا او خواهد ازمن ، رونِما * رونَما شو جانب او رو نِما
* * *

در انتظار اكبر

روانه جانب ميدان چه ديد سرواميدش * جهان بديدهء او شد سيه چنانچه‌نديدش نظر به قامت سروش چه كرد ازره‌حسرت * سرشگ ديدهء شه بر عذار چهره چكيدش زبار غصه و غم شد خميده قامت سروش * به روى دست ، محاسن گرفت و موى سفيدش بگريه گفت خداى تو شاهدى زبرم رفت * كسى كه ثانى احمد بُدى صفات حميدش دريغ و آه كه لب تشنه رفت جانب ميدان * گل خزان شده هرگز كسى زباغ نچيدش بانتظار نشينم كه شايد از سفر آيد * چو يوسفى كه بوصل پدر دوباره رسيدش
* * *