جز بيدادى فساد ، تعصّبات ، اختلاف ميان قبايل عربى و ميان عربها و غير عربها و به طور كلى بازگشت به دوران جاهليت با همهء ارزشهاى فاسد آن .
دراين راستا روايت شده است كه عبداللَّه بن عمر براى يارى امام حسين عليه السلام فراخوانده شد . ولىاو در پاسخ بهدعوت امام حسين عليه السلام بهانه كرد كه سرگرم نمازگزاردن در مسجد النبى است و ثواب آن در نزد خدا بالاتر است . و آن در حالى بود كه امّت از راه خود منحرف مىشد ، فساد بيداد مىكرد و اسلام به خطر افتاده بود . پس اين نماز چه سودى دارد . چنان كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
« إِذا ظَهَرَتِ الْبِدْعَةُ فِي امَّتِي فَلْيُظْهِر الْعَالِمُ عِلْمَهُ ، فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ » « 1 » .
« اگر بدعت در امّتم پديد آمد ، بايد عالم دانش خود را آشكار سازد ؛ و اگر چنين نكند ، نفرين خدا بر او باد . »
نمازى كه بر عقبنشينى ، خودباختگى و تسليم شدن در برابر طاغوت سرپوش مىگذارد . چيزى نيست جز سوت كشيدن و كف زدن . . . ؟ !
حال چه كسى جز ابا عبداللَّه الحسين كه خداوند او را براى چنين روزى ذخيره كرده بود بايد به وظيفه نابودى اين انحراف گسترده ژرف بپردازد ؟
آرى ، بدينسان او چراغ راه هدايت و كشتى نجات گشت . زيرا او
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 2 ، ص 72 .