مردم به سوى حقيقت دين بود . دراين راستا خداوند متعال پيامبران ، فرستادگان و اولياء را يكى پس از ديگرى مبعوث گردانيد ؛ چرا كه مردم سعى در تهى ساختن دين از محتوايش و بسنده كردن به پوستهء آن را داشتند . اينان نماز مىخواندند ولى نمازى كه آنها را از فحشا و منكر بازنمىداشت ، به سوى خدا و ياد او فرانمىخواند و به سوى اطعام بيچارگان ، اداى واجبات و ترك محرّمات برنمىانگيخت . اين نماز همچون نمازى است كه عمر بن سعد در روز عاشورا بجا آورد . در حالى كه او با قتل ابا عبداللَّه الحسين كه نماد نماز و همهء واجبات شرعى بود ، نماز را به قتل رسانيد !
براى نمونه حج از جملهء فرائضى است كه پيش از اسلام نيز وجود داشت امّا مشركين اين فريضه را از درون تهى كرده بودند . زيرا مشركين قريش كه توليت كعبه را داشتند ، بر حجّاج واجب ساخته بودند كه با لباسهاى خود طواف نكنند . بلكه لباسهاى تازهاى را از متوليان كعبه خريدارى نمايند و پس از پوشيدن به طواف خانهء كعبه بپردازند ؛ و اين يكى از بدعتهاى آن دوران بود .
بدينسان اعراب براى حج مىآمدند ولى مشركين اين غرامت را برايشان واجب مىكردند . برخى از اعراب فقير كه توانايى خريد آن لباسها را نداشتند ، مجبور مىشدند برهنه پيرامون كعبه طواف نمايند .
همچنين مشركين كه نزديك به سيصد بت را در بيتاللَّه الحرام جاى داده بودند ، پيرامون خانهء كعبه طواف مىكردند و لبّيك گويان مىگفتند : « لَبَّيكَ اللَّهُمَّ لَبَّيك ، لَبَّيكَ لَاشَرِيكَ لَكَ ، إِلّا شريك
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: شوشترى زاده
ص١٢٣