هو لك . . . » « 1 » .
و بدينسان كلمات عبادت را تحريف و جابجا مىكردند و ادّعاى توحيد و يكتاپرستى مىنمودند ، در حالى كه در شرك غوطهور بودند !
و بدينسان دين مشركين از درون پوچ و بىمحتوى بود . چرا كه حج و نمازشان جز سوت كشيدن و كف زدن نبود . چنان كه خداوند متعال مىفرمايد :
. . . وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً . . . « 2 » .
« . . . نمازشان نزد خانه ( خدا ) ، چيزى جز سوت كشيدن و كف زدن نبود . . . »
پس آن نمازى كه مىخواندند براى خدا نبود بلكه براى بازداشتن مردم از راه خدا بود .
از اين رو ، پيامبر بزرگوارمان براى بازگرداندن حقيقت و گوهر دين ، آمد . ائمّهء اطهار همچنين به ايفاى نقش او پرداختند . امام حسين عليه السلام نيز هنگامى آمد كه مردى بر منبر رسول اكرم تكيه زده بود و به شرابخوارى ، زناكارى و هوسبازى با ميمونهايش افتخار مىكرد .
علاوه بر آن ، او يكى از شاعرانى بود كه به ترانه و آواز خوانى و توصيف شراب . . . شهرت داشت !
در آن دوران هم خلافت و هم منبر رسول و همچنين مسجد وجود داشت . ولى هنگاميكه به محتواى آنها مىنگريم ، چيزى نمىيابيم
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 3 ، ص 353 .
( 2 ) - سورهء انفال ، آيهء 35 .