[ 65 ] خرسندى : قناعت .
[ 66 ] گناه .
[ 67 ] مضمون آيهء 51 سورهء فصلت .
[ 68 ] لذتهاى اين جهان .
[ 69 ] بودن سعادت در زهد و طاعت .
[ 70 ] انتظار بر منتظر .
[ 71 ] متاع اين جهان .
[ 72 ] كردار نيك .
[ 73 ] بندگى خدا .
[ 74 ] معصيت .
[ 75 ] امام به حقّ ، چون خود آن حضرت .
[ 76 ] و رجوع كنيد به خطبهء بيستم .
[ 77 ] هر كه با بدان نشيند اگر نيز طبيعت ايشان در او اثر نكند به طريقت ايشان متهم گردد ، و گر به خراباتى رود به نماز كردن ، منسوب شود به خمر خوردن .
( سعدى « گلستان » باب هشتم ) .
[ 78 ] رأى بر انداختن ، مشورت كردن . « و پوشيده نماند كه مشاورت ، برانداختن رايهاست . ( « كليله » مينوى ، ص 198 ) » .
[ 79 ] زيرا بندگى فروتنى است بىچشمداشت مزد .
[ 80 ] ابن ابى الحديد نويسد : امام اين سخن را در پاسخ كسى فرمود كه پرسيد چرا حق امامت را كه از آن توست دير طلب كردى ؟
[ 81 ] آن كه فضيلت خود را فزون گيرد ، در پى زيادت كمال نباشد ، لاجرم نقصان پذيرد « خود پسندى جان من برهان نادانى بود » .
[ 82 ] « امر » در قرآن و لسان أئمهء اطهار ( ع ) به معنى بسيار به كار رفته است ، و از روى قرينه آشكار است كه « امر » در اين فقره به معنى مرگ است ، بعضى شارحان آن را آخرت معنى كردهاند .
[ 83 ]
و كم من اكلة منعت أخاها
بلذّة ساعة أكلات دهر
( « البيان و التبيين » ج 3 ، ص 182 ، تصحيح عبد السلام هارون ) .
[ 84 ]
و خير الرّأى ما استقبلت منه
و ليس بأن تتبّعه اتّباعا
( ابن ابى الحديد ، از شاعرى )
[ 85 ] ترجمهء لفظ به لفظ : سر نيزهء خشم را تيز كرد .