[ 122 ] ضرب يعسوب الدّين بذنبه . . أراد أنّه يسير فى الأرض ذاهبا بأتباعه ( « لسان العرب » ) .
[ 123 ] صعصعه ، پسر صوحان كه از خواص ياران آن حضرت بود . مغيرة بن شعبه ، به دستور معاويه او را تبعيد كرد و به سال 60 هجرى در تبعيد درگذشت .
[ 124 ] ابو عبيد قاسم بن سلَّام بن مسكين بن زيد جمحى هروى . پدر وى رومى و غلام مردى از اهل هرات بود . ابو عبيد ، حديث ، ادب و فقه آموخت و در اين علمها به كمال رسيد . او را تصنيفهاى فراوان است به سال 222 يا 223 هجرى در گذشت .
[ 125 ] براى اطلاع از احوال او رجوع كنيد به ذيل خطبهء « شقشقيّه » .
[ 126 ] رجوع شود به خطبهء بيست و سوم .
[ 127 ] فضل بن قدامة عجلى ، كنيت او ابو النّجم است ، از شاعران عصر اموى است . به سال 130 در گذشت .
[ 128 ] او را سپر خود مىكرديم .
[ 129 ] انبار ، شهرى در غرب بغداد بر ساحل فرات به فاصلهء ده فرسنگ از بغداد ، نام آن فيروز شاپور بوده است . شاپور آن را بنا كرد و ابو العباس سفاح آن را از نو ساخت ، و در آن كاخها بنا كرد و خود تا پايان عمر در آنجا سكونت گزيد .
[ 130 ] جايى نزديك كوفه بر سر راه شام .
[ 131 ] رجوع كنيد به خطبهء 278 .
[ 132 ] چنين است در چاپ عبده ، و در « قاموس الرجال » ج 3 ، ص 19 ، ليكن در ابن ابى الحديد ، حارث بن حوط ضبط شده و چنين است در « البيان و التبيين » ج 3 ، ص 121 ، تصحيح عبد السلام هارون ) .
[ 133 ] چنين است در متن و در بعض نسخههاى ديگر . ولى درست سعد بن مالك است نه سعيد و مقصود سعد بن ابى وقاص است كه از بيعت امام تخلَّف كرد .
[ 134 ] عمل پادشاه اى برادر دو طرف دارد : اميد و بيم ( سعدى ، « گلستان » ) .
[ 135 ] رجوع كنيد به فقرهء 31 .
[ 136 ] غم فردا نشايد خوردن امروز ( سعدى ) .
[ 137 ] هر آن سرّى كه دارى با دوست در ميان منه ! چه دانى كه وقتى دشمن گردد ، و هر گزندى كه توانى به دشمن مرسان كه باشد كه وقتى دوست شود ( سعدى « گلستان » ، باب هشتم ) .
[ 138 ] اين فتنههاى برخاسته بخوابد .
[ 139 ] بدعتها را از دين بزدايم .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 545
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٤٥