تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
[ 122 ] ضرب يعسوب الدّين بذنبه . . أراد أنّه يسير فى الأرض ذاهبا بأتباعه ( « لسان العرب » ) . [ 123 ] صعصعه ، پسر صوحان كه از خواص ياران آن حضرت بود . مغيرة بن شعبه ، به دستور معاويه او را تبعيد كرد و به سال 60 هجرى در تبعيد درگذشت . [ 124 ] ابو عبيد قاسم بن سلَّام بن مسكين بن زيد جمحى هروى . پدر وى رومى و غلام مردى از اهل هرات بود . ابو عبيد ، حديث ، ادب و فقه آموخت و در اين علمها به كمال رسيد . او را تصنيفهاى فراوان است به سال 222 يا 223 هجرى در گذشت . [ 125 ] براى اطلاع از احوال او رجوع كنيد به ذيل خطبهء « شقشقيّه » . [ 126 ] رجوع شود به خطبهء بيست و سوم . [ 127 ] فضل بن قدامة عجلى ، كنيت او ابو النّجم است ، از شاعران عصر اموى است . به سال 130 در گذشت . [ 128 ] او را سپر خود مىكرديم . [ 129 ] انبار ، شهرى در غرب بغداد بر ساحل فرات به فاصلهء ده فرسنگ از بغداد ، نام آن فيروز شاپور بوده است . شاپور آن را بنا كرد و ابو العباس سفاح آن را از نو ساخت ، و در آن كاخها بنا كرد و خود تا پايان عمر در آنجا سكونت گزيد . [ 130 ] جايى نزديك كوفه بر سر راه شام . [ 131 ] رجوع كنيد به خطبهء 278 . [ 132 ] چنين است در چاپ عبده ، و در « قاموس الرجال » ج 3 ، ص 19 ، ليكن در ابن ابى الحديد ، حارث بن حوط ضبط شده و چنين است در « البيان و التبيين » ج 3 ، ص 121 ، تصحيح عبد السلام هارون ) . [ 133 ] چنين است در متن و در بعض نسخه‌هاى ديگر . ولى درست سعد بن مالك است نه سعيد و مقصود سعد بن ابى وقاص است كه از بيعت امام تخلَّف كرد . [ 134 ] عمل پادشاه اى برادر دو طرف دارد : اميد و بيم ( سعدى ، « گلستان » ) . [ 135 ] رجوع كنيد به فقرهء 31 . [ 136 ] غم فردا نشايد خوردن امروز ( سعدى ) . [ 137 ] هر آن سرّى كه دارى با دوست در ميان منه ! چه دانى كه وقتى دشمن گردد ، و هر گزندى كه توانى به دشمن مرسان كه باشد كه وقتى دوست شود ( سعدى « گلستان » ، باب هشتم ) . [ 138 ] اين فتنه‌هاى برخاسته بخوابد . [ 139 ] بدعتها را از دين بزدايم .