يكى آن كه مالش به باطل خورند
دگر آن كه نامش به زشتى برند
( سعدى « بوستان » تصحيح دكتر يوسفى )
[ 50 ] غافر ( مؤمن ) : 60 .
[ 51 ] نساء : 110 .
[ 52 ] ابراهيم : 7 .
[ 53 ] نساء : 17 در بسيارى نسخ اين توضيح از سيد رضى دانسته شده ، ليكن چنان مىنمايد كه فرمودهء امام ( ع ) است . زيرا مقام اقتضاى چنين استنتاج را داشته است .
[ 54 ] روزى به قدر همت هر كس مقدّر است « امثال و حكم » .
[ 55 ] كميل پسر زياد از بنى نخع تابعى است ، به سال دوازدهم هجرت متولد شد .
از جانب امام ( ع ) عامل هيت گرديد ( ر . ك . نامهء شمارهء 61 ) . در جنگ صفين در ركاب امام حاضر بود . به سال هشتاد و دوم به دستور حجّاج ، پسر يوسف ثقفى ، شهيد شد . وى از خواص اصحاب امير المؤمنين ( ع ) است . دعاى معروف كميل از او روايت شده است .
[ 56 ] جبّان و جبّانة ، بيابان است ، و گورستان را جبّانه گويند چون صحراست و چون در روايت جبّانه و صحرا هر دو آمده است . ظاهر تعبير نشان مىدهد كه از جبّانه برون شهر مقصود است .
[ 57 ] در بعضى نسخهها : اى كميل پسر زياد .
[ 58 ] ظرف .
[ 59 ] همج ، پشهء خرد است كه بر چشم و گونهء و سر گوسفند و ديگر چارپا نشيند ، و نيز به معنى مردم فرومايه كه در هم غلتند ، و گويا معنى دوم از معنى نخست گرفته شده ، و « همج هامج » در شعر حارث بن حلَّزه ، به معنى درهم غلتيدن است :
يترك ما رقّح من عيشه
يعيث فيه همج هامج
[ 60 ]
چون كم آيد به راه توشهء تو
ننگرد در كلاه گوشهء تو
( سنايى « حديقه » مدرس رضوى ، ص 456 ) .
[ 61 ] در بعضى نسخهها و دانش دين است .
[ 62 ] دورى از دنيا .
[ 63 ] تنگدستى و قناعت .
[ 64 ]
آدمى مخفى است در زير زبان
اين زبان پرده است بر درگاه جان
( مولوى « مثنوى » ، نيكلسن ، دفتر دوم ) بيت 845
تا مرد سخن نگفته باشد
عيب و هنرش نهفته باشد
( سعدى « گلستان » و رجوع كنيد به فقره 392