تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
يكى آن كه مالش به باطل خورند دگر آن كه نامش به زشتى برند
( سعدى « بوستان » تصحيح دكتر يوسفى ) [ 50 ] غافر ( مؤمن ) : 60 . [ 51 ] نساء : 110 . [ 52 ] ابراهيم : 7 . [ 53 ] نساء : 17 در بسيارى نسخ اين توضيح از سيد رضى دانسته شده ، ليكن چنان مىنمايد كه فرمودهء امام ( ع ) است . زيرا مقام اقتضاى چنين استنتاج را داشته است . [ 54 ] روزى به قدر همت هر كس مقدّر است « امثال و حكم » . [ 55 ] كميل پسر زياد از بنى نخع تابعى است ، به سال دوازدهم هجرت متولد شد . از جانب امام ( ع ) عامل هيت گرديد ( ر . ك . نامهء شمارهء 61 ) . در جنگ صفين در ركاب امام حاضر بود . به سال هشتاد و دوم به دستور حجّاج ، پسر يوسف ثقفى ، شهيد شد . وى از خواص اصحاب امير المؤمنين ( ع ) است . دعاى معروف كميل از او روايت شده است . [ 56 ] جبّان و جبّانة ، بيابان است ، و گورستان را جبّانه گويند چون صحراست و چون در روايت جبّانه و صحرا هر دو آمده است . ظاهر تعبير نشان مىدهد كه از جبّانه برون شهر مقصود است . [ 57 ] در بعضى نسخه‌ها : اى كميل پسر زياد . [ 58 ] ظرف . [ 59 ] همج ، پشهء خرد است كه بر چشم و گونهء و سر گوسفند و ديگر چارپا نشيند ، و نيز به معنى مردم فرومايه كه در هم غلتند ، و گويا معنى دوم از معنى نخست گرفته شده ، و « همج هامج » در شعر حارث بن حلَّزه ، به معنى درهم غلتيدن است :
يترك ما رقّح من عيشه يعيث فيه همج هامج
[ 60 ]
چون كم آيد به راه توشهء تو ننگرد در كلاه گوشهء تو
( سنايى « حديقه » مدرس رضوى ، ص 456 ) . [ 61 ] در بعضى نسخه‌ها و دانش دين است . [ 62 ] دورى از دنيا . [ 63 ] تنگدستى و قناعت . [ 64 ]
آدمى مخفى است در زير زبان اين زبان پرده است بر درگاه جان
( مولوى « مثنوى » ، نيكلسن ، دفتر دوم ) بيت 845
تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد
( سعدى « گلستان » و رجوع كنيد به فقره 392