به چيزى است . سپس اين واژه در اصطلاح ديوانى به مأمورانى اختصاص داده شده كه اشخاص را براى حاكمان شناسايى مىكردند و گزارش كار آنان را بدانها مىدادند .
[ 38 ] مردم ، اسم جمع است و فعل آن را مفرد آوردهاند : « مردم كريمتر شود اندر نعيم گل » كسائى .
[ 39 ] عالمى كه علم خود را كار نبندد يا از آن سود دنيايى جويد .
[ 40 ] نمرقه ، پشتى است كه بدان تكيه كنند ، و در قرآن كريم است :
* ( وَنَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ ) * ( غاشيه : 15 ) ، و اهل بيت تكيه گاه عدلند مردمان را .
[ 41 ] « مصانعت » به معنى رشوت دادن نيز آمده است : « من صانع بالمال لم يحتشم » .
[ 42 ] « جلباب » پوشاكى است كه سر تا سر بدن را جز سر بپوشاند . براى دانستن ريشهء كلمه ، رجوع شود به مقالهء نويسنده در « يادنامهء مرحوم محمد تقى شريعتى » ، « حجاب در قرآن » .
[ 43 ] * ( إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ ) * ( حجرات : 13 ) .
[ 44 ] استدراج ، مكر خفى است ، و آن چنان است كه بنده با نعمت و فراخى روزى كه دارد ، خدا را از ياد برد . * ( سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ، ) * ( اعراف : 183 ) . يك روز در استدراج سخن مىگفت . سايل گفت : استدراج كدام بود ؟ گفت : آن شنيدهاى كه فلان كس به پنبه گلوباز مىبرد . » ( تذكرة الاولياء شرح حال ( بو على دقاق ) . در متن به جاى « پنبه » مدينه است و خطاست مسلما و تصحيح از مرحوم فروزانفر است شفاها ، و رجوع به فقرهء 260 و 273 شود .
[ 45 ] و رجوع به فقرهء 469 شود .
[ 46 ] أمنعها لما وراء ظهورها ، شارحان و مترجمان اين عبارت را گونه گون معنى كردهاند و بعضى از ظاهر لفظ به دور افتاده . در قرآن كريم است . * ( وَتَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ . ) * انعام : 94 » مقصود نعمتى است كه خداوند بدانها بخشيده .
[ 47 ] اين معنى را مولانا جلال الدين در شعر آورده و از رسول ( ص ) روايت كند ، و ظاهرا درست نيست و از امير المؤمنين على ( ع ) است :
گفت پيغمبر ز سرماى بهار
تن مپوشانيد ياران ، زينهار
ز ان كه با جان شما آن مىكند
كان بهاران با درختان مىكند
ليك بگريزيد از سرد خزان
كان كند كو كرد با باغ ورزان
( « مثنوى » نيكلسون . دفتر 1 ، بيت - 48 )
[ 48 ]
له ملك ينادى كلّ يوم
لدوا للموت و ابنو الخراب
[ 49 ]
رفيقى كه غايب شد اى نيكنام
دو چيز است از او بر رفيقان حرام