[ 10 ] شيطان پايمالش كرد .
[ 11 ] شهرى در شصت كيلومترى غرب بغداد ، و به سال دوازدهم هجرى به دست مسلمانان افتاد .
[ 12 ] در چند مأخذ اين گفتار ، با اندك تغيير در لفظ ، به امام سجّاد ( ع ) منسوب است كه به فرزند خود ، امام باقر ، فرموده است . رجوع شود به ( « زندگانى على بن الحسين » از مترجم ص 160 ) .
[ 13 ] رجوع كنيد به فقرهء 279 .
[ 14 ] در نسخهء صبحى صالح به جاى « لأنّه من قبيل » ، « لأنّه ليس من قبيل » ضبط شده و درست نيست .
[ 15 ] خبّاب پسر أرت ، از سابقان در اسلام ، و از مستضعفانى است كه در مكَّه آسيب فراوان ديد ، چنان كه پشت او را داغ كردند . در صفّين در ركاب امير المؤمنين ( ع ) بود . به سال سى و هفتم هجرت در گذشت ، و گفتهاند مرگ وى به سال سى و نهم بود . او را بيرون كوفه به خاك سپردند .
[ 16 ]
منعم به كوه و دشت و بيابان غريب نيست
هرجا كه رفت خيمه زد و خوابگاه ساخت
و آن را كه بر مراد جهان نيست دسترس
در زاد بوم خويش غريب است و ناشناخت
( سعدى « گلستان » باب سوم )
[ 17 ] و رجوع كنيد به فقرهء 475 .
[ 18 ] رجوع كنيد به شمارهء 415 .
[ 19 ] دانا چون طلبهء عطار است خاموش ( سعدى « گلستان » ) .
[ 20 ] در « مروج الذّهب » ( ج 2 ص 47 ) چاپ مطبعهء مصريه ضرار بن حمزه ، آمده است ، ليكن ابن ابى الحديد ، وى را ضرار بن ضمرة الضّابى نوشته است ، و در « قاموس الرجال » ( ج 5 ص 149 ) ضرار بن ضمرهء ضبابى است .
[ 21 ] در برخى نسخهها « تشوّفت » : خود را براى من آراستهاى .
[ 22 ] روز حساب .
[ 23 ] امام فرمود : « به جايى بر نشديم و فرود نيامديم جز به قضاء خدا » . مرد گفت :
« پس رنج ما در اين سفر بيهوده بود ، چون از خود اختيارى نداشتيم . اين پرسش و پاسخ نشان مىدهد كه بحث قدر در اين سالها در عراق و شام شناخته بوده است . رجوع كنيد به فقرهء 287 .
[ 24 ] ص : 27 .
[ 25 ] جاحظ گويد : اگر جز اين كلمه نداشتيم ، آن را شافى ، كافى ، بسنده و بىنياز