تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
[ 10 ] شيطان پايمالش كرد . [ 11 ] شهرى در شصت كيلومترى غرب بغداد ، و به سال دوازدهم هجرى به دست مسلمانان افتاد . [ 12 ] در چند مأخذ اين گفتار ، با اندك تغيير در لفظ ، به امام سجّاد ( ع ) منسوب است كه به فرزند خود ، امام باقر ، فرموده است . رجوع شود به ( « زندگانى على بن الحسين » از مترجم ص 160 ) . [ 13 ] رجوع كنيد به فقرهء 279 . [ 14 ] در نسخهء صبحى صالح به جاى « لأنّه من قبيل » ، « لأنّه ليس من قبيل » ضبط شده و درست نيست . [ 15 ] خبّاب پسر أرت ، از سابقان در اسلام ، و از مستضعفانى است كه در مكَّه آسيب فراوان ديد ، چنان كه پشت او را داغ كردند . در صفّين در ركاب امير المؤمنين ( ع ) بود . به سال سى و هفتم هجرت در گذشت ، و گفته‌اند مرگ وى به سال سى و نهم بود . او را بيرون كوفه به خاك سپردند . [ 16 ]
منعم به كوه و دشت و بيابان غريب نيست هرجا كه رفت خيمه زد و خوابگاه ساخت و آن را كه بر مراد جهان نيست دسترس در زاد بوم خويش غريب است و ناشناخت
( سعدى « گلستان » باب سوم ) [ 17 ] و رجوع كنيد به فقرهء 475 . [ 18 ] رجوع كنيد به شمارهء 415 . [ 19 ] دانا چون طلبهء عطار است خاموش ( سعدى « گلستان » ) . [ 20 ] در « مروج الذّهب » ( ج 2 ص 47 ) چاپ مطبعهء مصريه ضرار بن حمزه ، آمده است ، ليكن ابن ابى الحديد ، وى را ضرار بن ضمرة الضّابى نوشته است ، و در « قاموس الرجال » ( ج 5 ص 149 ) ضرار بن ضمرهء ضبابى است . [ 21 ] در برخى نسخه‌ها « تشوّفت » : خود را براى من آراسته‌اى . [ 22 ] روز حساب . [ 23 ] امام فرمود : « به جايى بر نشديم و فرود نيامديم جز به قضاء خدا » . مرد گفت : « پس رنج ما در اين سفر بيهوده بود ، چون از خود اختيارى نداشتيم . اين پرسش و پاسخ نشان مىدهد كه بحث قدر در اين سالها در عراق و شام شناخته بوده است . رجوع كنيد به فقرهء 287 . [ 24 ] ص : 27 . [ 25 ] جاحظ گويد : اگر جز اين كلمه نداشتيم ، آن را شافى ، كافى ، بسنده و بىنياز