كلمه شام است . از طرفى درياى مغرب ( درياى متوسط يا مديترانه را ) درياى شام نيز گفتهاند چه سرزمين شام بزرگ شامل سوريه ، لبنان و فلسطين امروز است و چون اين نقاط كنار درياى مغرب واقع است بعيد نيست كه از شام به مغرب تعبير كرده باشند .
[ 2 ] ترجمهء لفظ به لفظ : شير آن را مىدوشد .
[ 3 ] لفظ به لفظ : بدانچه در دست دارى .
نامهء 34
[ 1 ] چنان كه ظاهر نامه نشان مىدهد ، امام ( ع ) محمّد را از حكومت برداشته و مالك را به جاى او گذاشته و نيز چنان كه پيداست اين نامه پس از شهيد شدن مالك نوشته شده است ، امّا عزل محمّد كى بوده و اشتر چه وقت از جانب امام به حكومت مصر منصوب شده است ؟ ابن حجر نويسد : على ( ع ) وى را در رمضان سال سى و هفتم به حكومت مصر فرستاد . و از سوى معاويه عمرو بن العاص به مصر روانه گرديد و جنگى ميان محمد و فرستادگان معاويه در گرفت و سرانجام محمد در صفر سال سى و هشتم شهيد شد ( « الاصابة فى تمييز الصحابه » رقم ) .
محمد بن يوسف كندى مصرى متوفاى سال 350 هجرى ( يا ساليانى چند پس از اين تاريخ ) در كتاب خود « كتاب الولاة و كتاب القضاة » كه در تاريخ واليان و قاضيان مصر است ، حكومت محمد بن ابى بكر را بر مصر پس از ذكر شهادت مالك اشتر آورده و نويسد :
وى در نيمهء رمضان سال سى و هفتم هجرى ، از جانب امير المؤمنين على ( ع ) به مصر در آمد ( كتاب « الولاة و القضاة » ، طبع مطبعهء آباء يسوعيين ، بيروت - م ص 26 - 27 ) . و هم او نويسد : قيس بن سعد ، محمد بن ابى بكر را ديد و گفت هر چند امير المؤمنين مرا بى هيچ تقصير عزل كرد ، من خيرخواهى را دريغ نمىدارم . تو با معاوية بن حديج و مسلمة بن مخلد و بسر بن أرطاة و ياران آنان مدارا كن . اما وى بر خلاف گفتهء او رفتار كرد ( همان كتاب ص 27 ) . طبرى ولايت محمد بن ابى بكر را بر مصر به سال 36 نوشته و نوشتهء او صراحت دارد كه چون محمد به مصر رسيد قيس بن سعد در آنجا بود . ( 64 ص ) . و به سند خود از حارث بن كعب والبى از پدرش روايت كند كه چون محمد بن ابى بكر به مصر رفت ، من با او بودم و او عهد امير المؤمنين على ( ع ) را بر مصريان خواند ( ج 6 ص ) . از طرفى مىدانيم مالك به سال سى و هفتم هجرى به فرمان امام روانهء مصر گرديده و چنان كه كندى نوشته است و بسيارى از مآخذ نيز موافق گفتهء اوست ، در قلزم بر اثر خوردن عسل زهرناك شهيد شد . ( همان
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 524
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٢٤