تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
نامهء 37 [ 1 ] در بعض نسخه‌ها بجاى متعبه ، « متّبعه » آمده است . [ 2 ] آن گاه كه محاصره بود و از تو يارى خواست كارى نكردى ، حالا كشتن او را دستاويز خود كرده‌اى . نامهء 39 [ 1 ] لفظ به لفظ : پرده‌اش پاره است . نامهء 40 [ 1 ] برهنه كردن زمين ، برداشتن محصول و ميوه آن . نامهء 41 [ 1 ] گفته‌اند اين نامه به عبد اللَّه پسر عباس نوشته شده ، و بعضى مخاطب را عبيد اللَّه برادر عبد اللَّه نوشته‌اند . [ 2 ] شعار ، پيراهن زير و بطانه و آستر لباس است ، و استعمال اين دو واژه براى نسبت كسى به خود ، كنايت از بسيار نزديك بودن اوست . [ 3 ] پشت سپر را برگرداندى . مثلى است براى كسى كه خلاف پيمان خود رفتار كند . [ 4 ] ترجمه لفظ به لفظ : جز تو را پدر مباد . [ 5 ] با خود نهادن يا ، به خود تلقين كردن . [ 6 ] ميراث . [ 7 ] « فضحّ رويدا » آهسته بچران ، شتاب مكن . مثلى است از ضحّيت الغنم چرانيدم گوسفند را در چاشتگاه . [ 8 ] ص : 3 . نامهء 42 [ 1 ] ابو سلمه عبد اللَّه بن عبد الاسد بن عبد ياليل هلال بن عبد اللَّه از تيرهء بنو مخزوم است . وى شوى هند ، دختر ابو اميّه حذيفة بن مغيرهء مخزومى است . هند كه به‌ام سلمه مشهور است ، پس از مرگ شوهر ، زن رسول اكرم ( ص ) گرديد . [ 2 ] نعمان پسر عجلان از انصار ، و از بنو زريق است . وى پس از شهادت حمزة بن عبد المطلب خوله زن وى را گرفت . نعمان مردى بزرگوار و نيز شاعر بوده است .